۱۳۹۲ تیر ۲, یکشنبه

Revelation: Introduction

لینک ِ بخش ِ نخست
مکاشفه از جهات ِ مختلفی متن ِ متفاوتی است. به عنوان ِ تنها نمونه‌ی متن ِ اپوکالیپتیک ِ عهد ِ جدید عمیقاً وام‌دار ِ ایده‌های اپوکالیپتیک ِ یهودی ست. فرشته‌شناسی (angelology)، صداهای ِ ملکوتی، و پرداختن به امور ِ پنهان همان چیزهایی هستند که در مکاشفات ِ یهودی نظیر ِ دانیال، کتاب ِ چهارم ِ عذرا (2 Esdras)، کتاب دوم ِ اینوک 2 Enoch، و مکاشفه‌ی ابراهیم (apocalypse of Abraham) می‌یابیم. این متن نوع ِ متمایزی از پیش‌گویی را نشان می‌دهد که مشابه ِ دیگر متن‌های مکاشفه‌ای، اما از جهات ِ مهمی متفاوت ِ از آن‌ها ست. چنان‌که بعضی از شارحان ِ قرن‌های گذشته گفته‌اند، باب ِ 5 ِ کتاب نشان از یک جهش در تفکرات ِ اپوکالیپتیک دارد که منشأگرفته از انجیل است. (3)

در‌حالی‌که مکاشفه مشترکات ِ بسیاری با دیگر مکاشفات دارد، اما اگر با کتاب دانیال و کتاب دوم ِ عِذرا (عَزرا) مقایسه شود تفاوت‌های برجسته‌ای با آن‌ها دارد. کتاب ِ دانیال تخیل/تصویرسازی ِ تخیلی ِ یوحنا را تقریباً از همان آیه‌ی نخست تحت تأثیر قرار داده است: برای مثال تصویر ِ [کسی] ’شبیه ِ پسر ِ انسان‘ در فصل ِ 1، تصویر ِ ’وحش‘ در فصل ِ 13، و توصیف ِ کتاب به عنوان ِ «چیزهایی که بعد از این خواهند شد» (مکاشفه 1:19)، نمونه‌هایی از این تأثیر است. با این حال، تفاوت‌ها آشکار اند. دانیال نام ِ مستعار است و این کتاب احتمالاً در قرن 2 پیش از میلاد در اوج ِ بحرانی نوشته‌شده که در دروان ِ آنتیوکس ِ چهارم اورشلیم و معبد را تهدید می‌کرد. مکاشفه‌ی یوحنا اعتبار-اش را نه بر حواری بودن ِ نگارنده، بل‌که بر دعوت ِ پیامبرانه-اش بنا می‌کند (1:9-20)، گیرم که نویسنده نامی مشابه ِ پسر ِ زِبِدی Zebedee (یوحنای راوی انجیل) دارد، و کتاب از همان دوران ِ اولیه به یوحنای حواری نسبت داده‌شده‌است. ایرینیوس (c.125-c.202) یکی از اولین شاهدان ِ کتاب گفته است که مکاشفه به دست ِ یوحنای حواری و در آخرین سال‌های فرمان‌روایی ِ امپراتور ِ رومی دومیتیان نوشته شده، یعنی بین سال‌های 96-81 میلادی. این تاریخ هنوز هم به‌گستردگی مورد ِ قبول است، گیرم برخی تاریخی پیش از ویرانی ِ معبد ِ اورشلیم در سال 70 میلادی را تأیید می‌کنند. (3)

یوحنا، طرحی از گوستاو دوره
مکاشفه از نظر ِ فرم ِ رؤیا یا تخیل نیز با دانیال تفاوت دارد. به دنبال ِ رؤیای دانیال تفسیری آمده که توسط ِ فرشته‌‌ی همراه-اش ارائه شده (مثال: دانیال باب 7 آیه‌ی 16:
one of those who stood by made known to me the interpretation of these things.’)
چنین چیزی در مکاشفه وجود ندارد. تنها در باب 17 استثنائاً چنین چیزی را می‌بینیم. مشابهت ِ زیاد ِ باب ِ 7 دانیال (آیات 9 تا 14) و تصویر بارگاه ِ الهی در باب‌های 4 و 5 ِ مکاشفه، و بین وحش‌ها در دانیال 7: 1-8 و باب ِ 13 مکاشفه، احتمالاً به این علت است که هر دو وام‌دار ِ باب ِ نخست ِ حزقیال اند. (3)
انجیل یوحنا بارها هم‌چون نمونه‌ای از مسیحیتی تلقی شده که مکاشفه (یا باور به مکاشفه) را به‌شدت رد می‌کند، اما پیام ِ اصلی-اش قرابت ِ آشکاری با تفکر ِ اپوکالیپتیک دارد. جان اَشتون به‌درستی انجیل را ’مکاشفه‌ی وارونه‘ نامیده است. در انجیل نیز هم‌چون مکاشفه هدف ِ اصلی، آگاهی از رازهای ملکوتْ به‌ویژه رازهای خدا ست. بسیاری از گفته‌های چهار انجیل به چنین موضوعاتی مرتبط است، هرچند در آن‌ها تلاش برای رسیدن به حکمت ِ برتر، یعنی شناخت ِ خدا، نه از طریق ِ رؤیاها و مکاشفات، بل‌که از راه ِ تبدیل ِ کلمه به جسم، یعنی از طریق ِ عیسای ناصری میسر می‌شود. رازهای الهی نه در آسمان، بل‌که در مسیح باید جست‌وجو شوند؛ از طریق ِ کسی که پدر را دیده و می‌شناساند. (5)
مکاشفه هم‌چنین جزء سنت ِ رؤیاپردازی ِ گسترده‌تری است که نه تنها در دیگر مکاشفات، بل‌که در پیامبرانی چون حزقیال و در دیگر متن‌های یهودی و مسیحیت ِ آغازین دیده می‌شود. آغاز ِ رستاخیز ِ مسیح، تصویرهای ملکوت، مرثیه بر بابل، جنگ علیه گاگ و میگاگ (یأجوج و مأجوج)، و تصویر ِ اورشلیم ِ جدید همگی نمایانگر ِ تأثیر ِ پیش‌گویی‌های مکتوب ِ باستان بر رؤیاهای پیش‌گویانه‌ی یوحنای پَطمُسی است. رابطه‌ی فصل ِ اول ِ حزقیال و تصویر ِ مِرکابا (merkabah) یا سریر ِ الهی با قاموس ِ خیال‌پردازی ِ یوحنا در دوقطعه‌ی مهم کاملاً مشخص است (در مکاشفه 1: 13-20، و فصل 4 مکاشفه)، هم‌چنان‌ که در ارجاعات به سریرهای الهی یا شیطانی که در سراسر ِ کتاب تکرار می‌شوند مشخص است. آن بخش از طومارهای دریای مرده که در غار شماره‌ی 4 پیدا شده‌ بیانگر ِ اهمیت ِ سنت ِ مِرکابا است. برای نمونه قطعه‌ی 4Q405 وابسته به حزقیال و اشعیا و احتمالاً زیر ِ تأثیر ِ همان ِ سنت ِ رؤیاپردازی است که یوحنا بدان تعلق داشته است. مثال ِ دیگر ِ این سنت، اپوکالیپس اینوک Apocalypse of Enoch (= اول اینوک/خنوخ اثری است که در کلیسای حبشی‌ها مورد تأکید قرار گرفته) است که قطعاتی از آن در غار شماره‌ی 4 کشف شده است. صعود ِ ملکوتی و تصویر ِ خدا در فصل 14 کتاب ِ نخست ِ اینوک، شباهت‌های زیادی با فصل چهارم ِ مکاشفه دارد، هم‌چنان که تصویرهای مشابه ِ باب ِ 18 مکاشفه‌ی ابراهیم این‌گونه اند. (6)
یک‌شنبه 2/تیر/1392

هیچ نظری موجود نیست: