۱۳۹۱ تیر ۱۸, یکشنبه

Shoah 2


در سال ِ 1990 دو سمینار درباره‌ی شواه در دانشگاه ِ یل برگزار شد که در همان سال در بخش ِ مطالعات ِ فرانسوی ِ دانشگاه ِ یل منتشر شد. در طول ِ سمینار ِ دوم، لنزمن سه سکانس ِ برجسته از فیلم-اش را به نمایش گذاشت. این سه سکانس عبارت اند از:
دیسک 1: فصل‌های 36 و 38
دیسک 1: فصل 41
دیسک 2: فصل 12




در این سمینار کلود لنزمن می‌گوید:
من ترجیح می‌دهم که تا حد امکان از کلی‌گویی/تعمیم (generality) بپرهیزم، زیرا من در تمام ِ عمر-ام با کلی‌گویی جنگیده‌ام، و فکر می‌کنم شواه با تعمیم می‌جنگد. ترجیح می‌دهم شواه را به طور ِ خاص بررسی کنیم. من و شما متقابلن چیزهایی را درباره‌ی سکانس‌هایی از فیلمْ به هم می‌آموزیم. گزینش ِ سکانس‌ها واقعن مشکل بود. اگر به دل ِ من بود می‌گفتم: بیایید فیلم را به طور کامل تماشا کنیم، زیرا درک نمی‌کنم چه‌طور ممکن است کسی قطعه‌هایی از فیلم را گزینش کند. چنین برخوردی به نفع ِ من بود، و من مجبور به صحبت درباره‌ی فیلم نبودم، زیرا پس از تماشای نه‌ونیم ساعت فیلم، کسی رغبتی به چنان کاری ندارد. این صرفن یک جوک نیست. من عامدانه تصمیم‌هایی علیه ِ خود-ام گرفته‌ام. به همین دلیل است که از شما کمک می‌خواهم. نیز باور دارم که هر کس به هر طریقی می‌تواند با شواه درگیر شود. اگر همه‌چیز درست پیش برود، هسته‌ی اصلی ِ فیلم کشف می‌شود.
در ادامه‌ی سمینار، لنزمن درباره‌ی فرایند ِ دشوار ِ تصمیم‌گیری و گزینش‌های-اش در فیلم ِ شواه می‌گوید؛ از بررسی ِ تمام ِ احتمالات و شکیبایی و تأمل در تصمیم‌گیری، که باعث ِ طولانی شدن ِ فرایند ِ تولید ِ فیلم شد. او از نو بودن ِ راهی که طی کرده می‌گوید، و این‌که گام‌گذاشتن در یک مسیر ِ تازه مستلزم ِ ساخت ِ آن مسیر است. وی چنین چیزی را به هنگام ِ ادیت ِ فیلم تجربه کرده است. او سپس به توصیف ِ فرایند ِ شکل‌گیری ِ یک سکانس (ورود ِ لوکوموتیو به ایستگاه ِ تربلینکا) می‌پردازد.
قصد ندارم در این‌‌جا حرف‌های نشست ِ مورد ِ اشاره در کتاب را خلاصه کنم، زیرا دقت در جزئیات است که این سمینار را با ارزش کرده است. بررسی ِ سکانس‌ها، هرچه‌بیش‌تر وسواس ِ کارگردان در گزینش‌ها و سعی-اش در آفریدن ِ واقعیت را بازتاب می‌دهد. لنزمن می‌گوید که هیچ‌یک از مصاحبه‌شوندگان ِ شواهْ به‌هیچ‌وجه در دنیای واقع با هم دیدار نکرده‌اند. این بخشی از دقت ِ کارگردانْ برای پرهیز از ارائه‌ی گزارش‌های ساختگی بوده است. در سمینار، برخی حاضران پرسش‌هایی را مطرح می‌کنند که سعی در واکاوی ِ میزان ِ اصالت ِ صحنه‌‌ها و گفته‌های فیلم را دارد. جزئیاتْ به‌دقت تشریح می‌شوند، و تناقض‌های احتمالی طرح و بررسی می‌شوند. این بخش‌ها واقعن با ارزش و خواندنی اند.

***
درباره‌ی کارگردان
کلود لنزمن در 27 نوامبر ِ 1925 در پاریس به دنیا آمد. او در 1943 رهبر ِ یکی از گروه‌های مقاومت بود. وی برخی از ارزش‌مند‌ترین نشان‌های افتخار را دریافت کرده است. دکترای افتخاری ِ فلسفه از دانشگاه ِ عبری ِ اورشلیم، دانشگاه ِ آمستردام، و دانشگاه ِ آدلفی ِ نیویورک (Adelphi University)، برخی دیگر از افتخارات ِ وی هستند. در سال 1952 دو اتفاق ِ برجسته در زندگی ِ لنزمن رخ داد: نخست، آشنایی با سیمون دوبوار و ژان پل سارتر؛ دوم، نخستین سفر-اش به اسرائیل. دو سال بعد، لنزمن نگارش ِ مقاله‌هایی را برای مجله‌ی عصر ِ جدید را آغازید. در 1970 لنزمن به همین کار و دیگر کارهای ژورنالیستی-اش مشغول بود. وی مقالاتی نوشت که آشکار وفاداری-اش به اسرائیل و تعهد-اش به ضدیت با استعمار را نشان می‌داد. لنزمن در بیست سال ِ گذشته سردبیر ِ عصر ِ جدید بوده است. (ص 176)
لنزمن در 1960 یکی از امضاکنندگان ِ بیاینه‌ی 121 علیه ِ سرکوب ِ الجزایر بود. به دلیل ِ سانسور ِ دولتی، بیانیه منتشر نشد، و در عوض، دو صفحه از ”عصر ِ جدید“ سفید چاپ شد. لنزمن یکی از ده نفری بود که به دلیل ِ فعالیت‌های-اش در عصر ِ جدید علیه-شان کیفرخواست صادر شد. بعدن، در 1976 ”عصر جدید“ ویژه‌نامه‌ای هزارصفحه‌ای را درباره‌ی درگیری عرب و اسرائیل منتشر کرد که برای نخستین‌بار عرب‌ها و اسرائیلی‌ها انگیزه‌های-شان را توضیح می‌دادند. این ویژه‌نامه‌ی مهم هنوز به‌عنوان ِ اثری مرجع به شمار می‌رود.
پس از 1970، لنزمن به سینما پرداخت. وی فیلم ِ ”چرا اسرائیل“ (1974) را در پاسخ به همکاران ِ سابق-اش و برای حل ِ تناقض ِ جانبداری-اش از نبرد ِ ضداستعماری به نفع ِ استقلال ِ الجزایر و مبارزه‌اش به نفع ِ دولت ِ اسرائیل ساخت. (ص 177)
نخستین نمایش ِ این فیلم، در جشنواره‌ی نیویورک در اکتبر ِ 1973، ساعاتی پس از آغاز ِ ”جنگ ِ یوم کیپور“ (Yum Kippur) بود. (ص 178)
ساخت ِ مشهورترین اثر ِ لنزمن، شواه، از 1973 تا 1985، دوازده سال طول کشید. انتشار ِ این اثر، چه از نظر ِ سینمایی و چه تاریخی رخ‌دادی برجسته در سطح ِ جهان بود. این فیلم موجد ِ آفرینش ِ مقاله‌ها، کتاب‌ها و سمینارهای بسیاری در دانشگاه‌های مختلف بود. جایزه‌های متعددی نیز نصیب ِ فیلم شد. (178)
سومین فیلم ِ لنزمن، Tsahal، شامل ِ مصاحبه‌هایی درباره‌ی شش جنگ ِ عمده‌ی اسرائیل، و تأملی در هویت ِ ملی ِ اسرائیل است.
دو فیلم ِ اخیر ِ لنزمن، A Visitor from Living، و «سابیبور، 14 اکتبر ِ 1943، ساعت چهار ِ بعد از ظهر» (2001) از مصاحبه‌هایی بهره می‌گیرد که در طول ِ ساخت ِ شواه تهیه شدند. در هر دو مورد، عنوان ِ فیلم‌ها با وقایع ِ مورد ِ اشاره‌ی مصاحبه‌شونده‌ها مرتبط است.
کارهای لنزمن، چه فعالیت‌های سیاسی-اش، چه نوشتن و یا فیلم‌سازی-اش، پیوسته بیانگر ِ توجه ِ عمیق ِ وی به سیاست‌ها، تاریخ، و پرسش‌های پایدار درباره‌ی یهودیانْ بوده و هست. (ص 180)
پایان ِ خلاصه‌ی کتاب ِ ”شواه“ ضمیمه‌ی پک ِ فیلم.
یک‌شنبه 17/تیر/1391

هیچ نظری موجود نیست: