ه‍.ش. ۱۳۹۰ تیر ۲۶, یکشنبه

بوطیقای نثر - 2


بوطیقای نثر (2)

پژوهش‌هایی نو درباره‌ی حکایت

نویسنده: تزوتان تودوروف

مقاله‌‌‌ی دوم: اُدیسه: حکایتی ابتدایی

مقاله‌ی دوم ِ تودورف خوانشی غیرسنتی از اودیسه‌ی هومر است. باوجود ِ اختصار، این مقاله سرنخ‌های با ارزشی را از شیوه‌ی نو در پرداختن به حکایت‌های کهن به‌ویژه و داستان به‌طور عامْ به دست می‌دهد. گویا در دیگر کشورها نیز همچون ایران، پژوهش‌گران ِ نوگرا با پژوهش‌گران ِ فاضل‌مآب ِ دانشگاهی مشکل دارند. علامه‌های دانشگاه‌های ایران، معمولن برخورد ارتجاعی و فرسوده‌ای با متون ِ کهن دارند. محافظه‌کاری ِ اینان مبتنی ست بر شیوه‌هایی کهنه، کورکورانه و تکراری در تحلیل و تفسیر. بیش‌تر ِ این استادان، درباره‌ی شاهنامه‌ی فردوسی چیزی برای گفتن ندارند الا این‌که از نسخه‌بدل‌های شاهنامه، یا بخش‌های الحاقی و اصیل، و فارسی‌گرایی در زبان ِ شاهنامه، یا محافظت ِ شاهنامه از هویت ِ ایرانی، یا برخی ویژگی‌های اخلاقی یا قهرمانی ِ کرکترهای شاهنامه و چیزهای پراکنده‌ی دیگر، سخن بگویند. پژوهش‌های نیمه‌کاره و آماتور و تکراری، کمکی به نقد ِ شاهنامه یا تعیین ِ جایگاه ِ آن در ادبیات ِ فارسی نمی‌کنند. نقد ِ ادبی ِ یک متن را نباید با شِرّ و وِرهای میهن‌پرستانه قاطی کرد. مقاله‌ی تودوروف درباره‌ی اودیسه، فقط یک چشمه از رمزگشایی ِ یک پژوهشگر ِ نوگرا از یک متن ِ فوق‌العاده مهم ِ داستانی ست. خلاصه‌ی کلام این‌که برای آموختن از شاهنامه، باید روش ِ درست ِ تحلیل ِ آن را آموخت. [1]