ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۱۴, شنبه

کتابهایی از عهد عتیق



کتابهایی از عهد عتیق
کتابهای قانوی ِ ثانی
بر اساس ِ کتاب ِ مقدس ِ اورشلیم
ترجمه از متن ِ فرانسه: پیروز سیار
نشر نِی، چاپ ششم 1386
قطع وزیری، جلد سخت
768 صفحه + 40 صفحه‌ی مُصَوّر
15000 تومان
برای علاقه‌مندان ِ ایرانی ِ کتاب مقدّس، خواندن ِ متن‌ها و ترجمه‌هایی تازه از «عهد ِ عتیقْ» یک فرصت، یا بهتر بگویم، یک آرزوی بزرگ است. نخستین ترجمه‌ی کامل ِ کتاب مقدّس به زبان ِ فارسی، در اواسط ِ قرن نوزدهم انجام شده  و اکنون پس از حدود یک قرن و نیم، با ترجمه‌ی «کتابهای قانونی ِ ثانی» به ‌دست ِ "پیروز سیار"، گنجینه‌ای دیگر از متون ِ عهد عتیق، به زبان ِ فارسی افزوده شده است. این واقعه را باید جشن گرفت. نقش و اهمیت ِ ترجمه‌ی فارسی ِ 1304 کتاب مقدسْ در ادبیات ِ معاصر ِ ایران، بدیهی‌تر از آن است که نیاز به تأکید ِ من باشد. با این‌حال، به‌جرأت می‌توان گفت که کتاب مقدّس هنوز در ایران خوانده نشده و آن‌چه تاکنون از این کتاب آموخته‌ایم، تازه آغاز ِ کار است. [1]



درباره‌ی اهمیت ِ کتاب مقـّدس، «می‌توان گفت که در دنیای مغرب‌زمین، هیچ متن ِ مکتوبی به اندازۀ کتاب مقدس تصحیح و ترجمه و تفسیر و خوانده نشده است، آن‌سان که تا 1977، این کتاب به هزار و ششصد و سی و یک زبان دنیا ترجمه شده است.» (ص 17).

***

تاریخچه‌ی کتاب‌ها

بگذارید ابتدا با استفاده از مقدمه‌ی پیروز سیار، برخی از بخش‌های مهم‌تر ِ تاریخ‌چه‌ی کتاب را یادآوری کنم.
به دست آمدن آثار کهن ادبی در منطقۀ هلال خصیب و به‌خصوص کشف طومارهای بحرالمیت در غارهای قـُمران در خاک اردن، روشن ساخته است که کتاب مقدس صرفاً از گردآوری قطعات پراکنده در طول زمان پدید نیامده، بلکه حاصل انتخاب و گزینش ِ آثاری از میان نوشته‌های بسیار بوده است، نوشته‌هایی که شمار زیادی از آنها از بدنۀ اصلی ِ کتاب مقدس مجزا شده‌اند و به نام «مجعولات»، «عهدین غیر قانونی» یا «کتابهای قانونی ثانی» شناخته می‌شوند. (ص 18)
کشفیات ِ غارهای قمران، این تصور را که کتاب مقدس تا قیام قیامت همین است که هست، و یک علاقه‌مند یا پژوهشگر، صرفن باید با همین‌ مجموعه سر و کله بزند، باطل کرده است. متن‌هایی کشف شده که همان ارزش ِ کتاب‌های «پیدایش» و «خروج» را دارند. کشف طومارهای غارهای قمران، شاید برای برخی مؤمنان ِ یهودی یا مسیحی خوشایند نباشد، ولی برای غیر مؤمنانی که کتاب مقدس را به عنوان ِ یک متن می‌بینند، یک گنج ِ باورنکردنی ست.
طومارهای دریای مرده، حاوی نسخه‌هایی از کتاب‌های عهد عتیق، است که با نسخه‌های فعلی متفاوت اند. این متن‌ها، گاهی حفره‌های متن‌های پیشین را پُر می‌کنند، گاهی به‌کل متن‌هایی جدید اند، گاهی هم مؤید ِ اصالت ِ متن‌های پیشین، و اثبات‌گر ِ دقت ِ کاتبان ِ مختلف ِ کتب مقدّس، و اثبات ِ باور ِ آن‌ها به رسالت ِ الاهی‌شان در نسخه‌برداری ِ وسواس‌آمیز ِ متون ِ مقدس است.
اما فارغ از کشفیات ِ جدید، آیا متن‌های متعارف ِ کتاب مقدّس، تا کنون در همه‌جای دنیا مشابه بوده‌اند؟ یعنی آیا کتاب‌ ِ مقدس در سراسر دنیا مشابه بوده؟ پاسخ، منفی ست. برخلاف ِ تصور ما، آن‌چه در جاهای مختلف دنیا و به‌ویژه در دنیای غرب به‌عنوان «کتاب مقدس» شناخته می‌شده، کتاب یا کتاب‌هایی کاملن مشابه ِ ترجمه‌ی فارسی ِ کتاب مقدّس نیست.
فرقه‌های مختلف  مسیحیت و یهودیان، هرکدام طبق نظر خود، فهرست رسمی فصول کتاب مقدس را که اصطلاحاً «قانون» [Canon] نامیده می‌شود، ترتیب داده‌اند. قانون یهودیان در مجلس یَبْنه، بین سال‌های 90 تا 100 میلادی، معین شد. قانون کاتولیکها در شورای ترنتو [Trento] در 1546 وضع گردید. پروتستان‌ها بدان لحاظ که دارای مقامات عالی ِ دینی نیستند، فاقد قانون رسمی به معنی دقیق کلمه‌اند و در مورد عهد عتیق از قانون یهودیان و در خصوص عهد جدید از قانون کاتولیکها پیروی می‌کنند، البته به استثنای پیروان لوتر که بخشهای «رساله به عبرانیان»، «رسالۀ یعقوب»، «رسالۀ دوم پطرس» و «مکاشفۀ یوحنا» را مجعول می‌شمارند. (ص 19) [تأکید از من است.]
پس مشکل ِ «کدام کتابْ قانونی ست؟»، همیشه برای مؤمنان، و یا دست‌کم برای علما و پژوهشگران وجود داشته است. اما همین متن‌هایی که در طول چند هزاره بین ِ کاتولیک‌ها یا یهودیانْ پذیرفته بوده‌اند، کِی شکل گرفته‌اند؟
پس از تأسیس سلطنت یهودیان در قرن دهم ق م، قوم یهود دارای ثبات و یکپارچگی شد. در این زمان بود که روایات ِ سینه به سینه گردآوری شدند و ادبیات مکتوب عبری شکل گرفت. البته نباید این روایات را تنها از دیدگاه صرف تاریخی در نظر آورد، چرا که گاه در آنها تاریخ و حتی جغرافیا، به انگیزه‌های دینی، تغییراتی یافته‌اند.
پس متون ِ اولیه به زبان عبری بوده‌اند و از قرن ده قبل از میلاد مکتوب شده‌اند. اگر به آغاز ترجمه‌ی فارسی ِ کتاب مقدس (ترجمه‌ی قدیم، یا ترجمه‌ی 1904) نظری بیندازیم می‌بینیم که نوشته شده: «کتاب مُقدّس، شامل کتب عهد عتیق و عهد جدید که از زبانهای اصلی عبرانی و آرامی و یونانی ترجمه شده است.» پرسش ِ ساده این است که زبان آرامی و یونانی، چه نقشی در این میان دارند؟
همین‌جا ست که بحث ِ ترجمه‌های کتاب مقدّس آغاز می‌شود.
عهد عتیق طی نـُه قرن، از سده‌ی دوازدهم تا دوم ق م تدوین شد. اما آن بخش از کتاب مقدس که مختص مسیحیان است و عهد جدید نام دارد، طی زمانی بس کوتاه‌تر تحریر گشت. مسیح که به زبان آرامی تکلم می‌کرد و قادر به خواندن عبری بود، در زمان حیات خویش، جز یک ‌بار که با انگشت بر خاک نگاشت (مت: 8/6)، نوشته‌ای از خود باقی نگذاشت. او از سال 28 میلادی به موعظه و دعوت مردم پرداخت و در سال 30 میلادی مصلوب گشت. پس از آن که مسیح از جهان رخت بر بست، پنج تن از حواریان او و چهار تن از پیروانش (که سه تن از آنها مسیح را ندیده بودند)، طی هفتاد سال بعد، بیست و هفت فصل عهد جدید را به زبان یونانی تحریر کردند. معتبرترین نسخ کهن کتاب مقدس که عهد عتیق و عهد جدید را یکجا در خود دارند، عبارتند از: نسخۀ واتیکان (Vaticanus) و نسخۀ سینایی (Sinaïticus) که متعلق به قرن چهارم میلادی هستند، و نسخۀ اسکندرانی (Alexandrinus) که به قرن پنجم میلادی تعلق دارد. (ص 21)
یهودیان که همواره اقلیتی را تشکیل می‌دادند، پیوسته مقید به حفظ هویت قومی خویش بودند. اینان برای انجام مناسک دینی خود، از متن عبری ِ ترجمۀ آرامی ِ کتاب مقدس، که ترگوم ((targum خوانده می‌شود، استفاده می‌کردند. [2]
این‌ها توضیحات، روشنگر ِ علت ِ تفاوت ِ زبان ِ متن‌های کهن ِ کتاب مقدس است: گاهی به خاطر ِ نیاز ِ یهودیان ِ مهاجر، گاه به خاطر ِ نیاز دیگر ملت‌ها، و گاهی هم به دلیل ِ قومیت و زبان ِ متفاوت ِ پدید‌آورنده‌‌های کتاب‌ها ست. [3]
در کنار این کارها، ترجمه‌های کاملی از متن کتاب مقدس در دورانهای قدیم به هدف شناساندن این کتاب به جوامع دینی انجام پذیرفت. پاره‌ای از این ترجمه‌ها دارای اهمیتی بنیادین هستند، مانند ترجمۀ قدیس هیرونوموس که به وُولگات (Vulgate) معروف است، ترجمۀ یونانی ِ کتاب مقدس عبری که به نام ترجمۀ هفتادی (Septante) شناخته شده است و مسیحیان بعدها آن را اختیار کردند، ترگوم، و ترجمۀ یونانی آکویلا پونتیوکوس ... .
این نام‌ها، عنوان‌ ِ معتبرترین و معروف‌ترین کتاب‌های مقدس ِ قدیمی ست. همین‌ها به علت ِ قدمت و دقت‌شان، بعدها تبدیل به مراجع ِ ترجمه‌های امروزی شده‌اند.
به استثنای ترجمۀ سریانی کتاب مقدس (پشیتـّو) و وُولگات، تمامی برگردانهای کهن کتاب مقدس از روی ترجمۀ هفتادی انجام پذیرفتند. (ص 23)
از میان ترجمه‌های متعدد لاتینی کتاب مقدس که رواج داشت، کلیسا برای وُولگات حُجیَت قائل بود. (ص 25)

ترجمه‌ی کتاب مقدّس اورشلیم

اما درباره‌ی ترجمه‌ی کتاب مقدّس اورشلیم که منبع ِ کار پیروز سیار بوده است:
پاپ پیوس دوازدهم در 1943، تحولی اساسی در امر کتاب مقدس پدید آورد. او در بیانیۀ خود توصیه کرد که از زبان‌های کهن و تمامی امکاناتی که رشته‌های مختلف لغت‌شناسی فراهم آورده‌اند، استفاده شود و تصریح کرد که «متن‌های اولیه بیشتر از هر روایتی، اعم از قدیمی و جدید، حتی بیشتر از بهترین روایتها، حجیت و اعتبار دارد.» پیوس دوازدهم بی آن که منکر برتری وولگات دست‌کم در تاریخ کلیسای لاتینی باشد، آن را جزء مجموعۀ روایتهای کهن کتاب مقدس قرار داد و بدین‌سان، راه را برای ترجمۀ کتاب مقدس به زبانهای امروزین، با استفاده از متنی که به روش علمی تهیه شده باشد، گشود.
یکی از ثمرات این بیانیه در فرانسه رخ نمود. در این کشور، تصحیح و ترجمۀ تازه‌ای از کتاب مقدس انتشار یافت که اعتبار و رسمیت جهانی پیدا کرد و مبدل به وولگات (یعنی تحریری [یا نسخه‌ای] که مورد استفادۀ همگان است) فرانسه‌زبانان شد. مقصود کتاب مقدس اورشلیم (La Bible de Jerusalem) است که کار تصحیح و ترجمۀ آن به سرپرستی عالمان دومینیکی انجام پذیرفت و گروه پرشماری از علمای کاتولیک، بر مبنای تحقیقات دامنه‌دار علمی و ادبی، روی آن کار کردند. این کتاب مقدس در 1955 منتشر شد و به عنوان مرجع دینی کاتولیکان و پروتستانان فرانسه‌زبان، پذیرش عام و اعتبار یافت.(ص 26)
بخش پایانی مقدمه‌ی پیروز سیار درباره‌ی تقسیم‌بندی کتاب‌های مقدس، به ”قانونی اول“ و ”قانونی ثانی“ است. این توضیحات، برای درک ِ جایگاه ِ کتاب ِ حاضر، ضروری ست. پیروز سیار نوشته است:
کتاب مقدس به صورت امروزین خود مشتمل بر کتابها یا فصولی است که به دو رده کلی تقسیم می‌شوند: نخست کتابهای قانونی اول که تشکیل‌دهندۀ تمامی کتابهای مقدس رایج‌اند؛ و سپس کتابهای قانونی ثانی که تنها کاتولیکها معتبرشان می‌شمارند، اما یهودیان و به پیروی از ایشان پروتستانها، آنها را مجعول می‌دانند. کتابهای قانونی ثانی مشتمل بر هفت کتاب ِ ”طوبیا“، ”یهودیت“، ”اول و دو مَکّابیان“، ”حکمت سلیمان“، ”یشوع بن سیرا“، ”باروک“، و بخشهایی از کتابهای ”اِستـَر“ و ”دانیال“ است. این کتابها در هیچ‌یک از ترجمه‌های فارسی ِ اخیر ِ کتاب مقدس برگردانده نشده‌اند، چرا که مؤسساتی که به نشر کتاب مقدس فارسی همت گمارده‌اند، متعلق به پروتستانها بوده‌اند. تلاش برای یافتن ترجمه‌هایی کهن از این کتابها به نتیجه نرسید. از این رو، برای آن که محققان و پژوهشگران و به طور کلی تمامی خوانندگان علاقه‌مند به متنهای دینی، از مضمون این کتابهای مهم آگاهی یابند، به ترجمۀ آنها پرداخته‌ام. (ص 30)

***

تا این‌جا هرچی نوشتم، از/درباره‌ی مقدمه‌ی کتاب بود. همین‌جا جسارتن دو پیشنهاد برای بهبود ِ این مقدمه به پیروز سیار می‌دهم:
1- مترجم بهتر است بخش‌هایی از مقدمه را کوتاه کند، و درعوض در مورد برخی اسم‌ها و واژه‌های کلیدی، پارگراف‌هایی مجزا با عنوان‌ها روشن بیاورد. مقدمه‌ی فعلی، کمی گیج‌کننده و قاطی پاتی است. راه ِ حل، آوردن ِ Bibliography یا کتاب‌شناسی ِ گزینشی ِ نسخه‌های مرجع ِ کتاب مقدس، در ابتدا یا پایان کتاب است. این ضمیمه اگر به صورت Chronicle و همراه با توضیحاتی کوتاه باشد، حتمن مفیدتر است.

2-  دست‌کم یک مقاله‌ی تخصصی در بررسی ادبی یا تاریخی ِ یکی از متن‌های کتاب، به ابتدا یا پایان ِ کتاب افزوده شود تا خواننده سرنخی از چگونه‌گی ِ نگاه به متن را در اختیار داشته باشد. (برآوردن ِ این توقع ِ زیادی، باعث ِ هدایت ِ مسلمانان به راه ِ راست می‌شود!)

جدا از مقدمه، کتابْ نیاز به اندکی ویرایش دارد و من در حد توانم برخی اشکالات ِ تایپی ِ متن را در پانویس می‌آورم.

***
متن‌ها

دوست داشتم به همان شیوه‌ای که قبلن چیزهایی درباره‌ی سِفـْر پیدایش در این‌جا، نوشتم، درباره‌ی برخی متن‌های کتاب حاضر چیزهایی تقریبن جزئی‌نگر بنویسم؛ به‌ویژه درباره‌ی چند متن ِ نخست ِ کتاب، که رسمن متن‌هایی داستانی اند. لازمه‌ی چنین چیزی خواندن ِ چندباره‌ی ِ کتاب‌ها ست و فعلن از پس این کار برنمی‌آیم. تفسیرهای شخصی ِ این‌جانب بماند برای وقتی که این کتاب‌ها را باز بخوانم. در این‌جا تنها برخی نکات ِ برجسته‌ را که در خواندن ِ اولیه‌ی چند متن ِ نخست ِ «کتاب‌های قانونی ثانی» به ذهن‌ام رسید می‌نویسم.
یک. از سه متن ِ نخست ِ کتابْ یعنی طوبیا، یهودیت، و استـَر، تنها یک متن در کتاب مقدس 1904 (ترجمه‌ی قدیم) وجود دارد و آن متن استــَر است. دیالوگ‌های فراوان ِ سه کتاب نخست، جنبه‌ی داستانی ِ این متن‌ها را تقویت می‌کند. این سه کتاب، از یک نظر، نشان‌دهنده‌ی معیار ِ مؤمنان درباره‌ی اصالت یا قدسی‌بودن ِ متن‌های دینی ست. در کتاب استر، امتیاز ِ متن ِ حاضر نسبت به متن ِ متعارف، تفاوت‌ها و افزوده‌ها ست. این تفاوت‌ها، یکی از خصیصه‌ها و ارزش‌های متن‌های قانونی ِ ثانی هستند و بخشی از چگونه‌گی ِ شکل‌گیری ِ متن‌های مقدس را در طول زمان نشان می‌دهند. از سوی دیگر، این متن‌ها اکثرن برخلاف ِ داستان‌های امروزی، پدیدآمده در یک شب یا یک ماه، نیستند، چرا که (همچون اسطوره‌ها) روایت ِ مکتوب ِ چیزی هستند که سال‌ها سینه به سینه نقل شده. اگر هم کتابی یک مؤلف داشته، باز توسط دیگران ویرایش شده است.
دو. فصل ِ نخست ِ کتاب ِ «طوبیا» با این عنوان آغاز می‌شود: تبعیدی. این عنوان، احتمالن گزیده‌ی مصحح یا مترجم است ولی این‌گونه برجسته‌سازی ِ موضوع ِ تبعید، فوق‌العاده به‌روز و شگفت‌انگیز است. بگذارید خیالبافی کنیم. اگر من یهودی بودم و در قرن بیست‌ویکم می‌خواستم داستانی مرتبط با یهودیت‌ام بنویسم، عنوانی آشناتر از این به ذهن‌ام نمی‌رسید (آن‌قدر آشنا ست که مبتذل به نظر می‌رسد!). موضوع ِ عجیب، تنها این عنوان نیست؛ روایت به صورت ِ اول شخص مفرد آغاز می‌شود:
من، طوبیت، هر روز زندگیم راه راستی پیمودم و کار نیک کردم. به برادران و هموطنانم که با من یه نینوا در مملکت آشور تبعید شدند، صدقه بسیار می‌دادم. در جوانی، آن زمان که هنوز در میهنم اسرائیل بودم، تمامی سَبَط ِ نـَفـْـتالی که نیاکان من بودند، از خاندان داود و اورشلیم گسستند.

استفاده از راوی اول شخص مفرد در کتاب‌های عهد عتیق بسیار نادر است. در نتیجه‌ی چنین چیزی، راوی، خود را بیش‌تر در معرض دید ِ مخاطب قرار می‌دهد، بهتر خود را لو می‌دهد، و دقیق‌تر می‌توان فهمید متنْ چه‌گونه شکل گرفته.
سه. قهرمان ِ کتاب ِ یهودیْت [Yahudit]، یک زن است. توطئه‌ها و اعمالی که از این زن سر می‌زند شگفت‌انگیز اند و او فقط قابل قیاس با شخصیت‌های حکایت‌های یونان باستان است. یونانی‌مآبی، یکی از ویژه‌گی‌های اساسی ِ برخی از کتاب‌های قانونی ِ ثانی، و یکی از مشکلات ِ یهودیان ِ تحت ِ سلطه‌ی جانشینان ِ اسکندر است. در کتاب استر، گیرم که با داستانی خیالی سر و کار داشته باشیم، رفتار استر چندان عجیب و غیر یهودی نیست. اما یهودیْت، موجودی متفاوت است. او به جای پیامبر ِ خدا، به رهبری و راهنمایی قوم می‌پردازد. در داستان ِ استر، راهنما و برنامه‌ریز، مُردِخای است و استر صرفن یک آلت فعل است. در این‌جا یهودیت، یک قهرمان ِ واقعی با ویژه‌گی‌هایی آشکارا داستانی ست. حتا در آیه‌ی شش‌ام ِ بخش شانزده ِ کتاب، به ”تیتان‌ها“ اشاره شده. (اگر گراوور ِ یهودیت را که در صفحه‌ی 137کتاب آمده نگاه کنید، به یونانیت ِ این داستان ایمان می‌آورید! این تصویر را با تصویر ص 591 هم مقایسه کنید.)
چهار. در ترجمه‌ی جدید ِ حکایت ِ استر، بخش‌هایی وجود دارد که به صورت خوابیده (ایتالیک) چاپ شده‌اند. این بخش‌ها، برخی حفره‌های متن ِ مرسوم ِ استر را پر می‌کنند. متن، با ”رؤیای مُردِخای“ آغاز می‌شود. چیزی که در متن ِ متعارف (یعنی در ترجمه‌ی 1904) وجود ندارد. بخش‌های افزون‌تری نیز داریم، ازجمله چه‌گونه‌گی ِ آگاهی ِ مُردِخای از توطئه علیه پادشاه و لودادن ِ دسیسه‌گران. این‌ها هرچه بیش‌تر نمایان‌گر ِ طرح ِ داستانی ِ قوی ِ نویسنده اند. داستان، داستان و داستان؛ این، دغدغه‌ی نویسنده‌ بوده و دینْ در حاشیه است. به نظرم، راویان و خواننده‌گان، از این جنبه‌های داستانی آگاه بوده‌اند و احتمالن همین چربیدن ِ جنبه‌ی داستانی به جنبه‌ی الاهی، باعث ِ تردید در پذیرش ِ این متن‌ها به عنوان ِ متن ِ قانونی ِ درجه یک شده است.
در متن ِ فعلی ِ استر، متن ِ نامه‌ای از خشایارشا به ولایات ِ مختلف آورده شده. این نامه (حتا اگر کاملن تخیلی باشد) بسیار امروزی به نظر می‌رسد و می‌توان آن را مشابه ِ فرمان‌های بی‌رحمانه‌ی ِ مدرن برای حذف ِ یهودیان تلقی کرد. متن نامه‌ی خشایارشاه این است:
«فرمان پادشاه بزرگ خشایارشا به حاکمان صد و بیست و هفت ولایت از هند تا حبشه، و به رؤسای بخشها و توابع آنها:
در رأس اقوام بیشمار و در مقام ِ فرمانروایی ِ سراسر ِ زمین، برآنم تا نگذارم غرور ِ قدرت، مرا از خود بی‌خود کند و همواره با روح اعتدال و خیرخواهی حکم رانم تا به رعایای خویش خرسندی دائمی ِ زندگانی بی‌دغدغه را عطا کنم و در مملکتم که در آن محسنات مدنیت و رفت و آمد آزاد از سرحدی به سرحد دیگر فراهم است، خواستۀ همگان را که همانا صلح و آرامش است، برآورم. باری، شورای من در یافتن راههای نیل بدین مقصود کارآمد است و یکی از مشاورانم به نام هامان که در میان ما خردمندی والامقام است و اخلاص زوال‌ناپذیر و وفاداری بی‌تزلزلش آزموده شده است و اختیارات او بلافاصله در مرتبه پس از ما قرار دارد، به ما اظهار داشته است که قومی بداندیش با تمامی طوایف جهان درآمیخته‌اند که به سبب شریعت خود، با جملۀ ملتها ضدیت دارند و پیوسته از فرمان‌های پادشاه سرمی‌پیچند، تا بدان‌جا که مانعی بر سر راه حکومتی که برای خرسندی عموم برقرار ساخته‌ایم، به شمار می‌آیند.
پس قوم مزبور که در نوع خود همتا ندارد، از هر لحاظ با جملۀ آدمیان منازع است و به سبب نظام شریعت شگفت خویش، با آنها سر ستیز دارد و با منافع ما دشمنی می‌ورزد و بدترین زیانها را تا سرحد تهدید ثبات مملکتمان به بار می‌آورد.
به این دلایل، فرمان می‌دهیم تمام کسانی که در نامه‌های هامان، که مأمور حفظ منافع ما و برای ما پدری ثانی است، به شما معرفی شده‌اند، در روز چهاردهم ماه دوازدهم که ماه آذار است، بی هیچ ترحم و ملاحظه‌ای به همراه زنان و فرزندانشان به تیغ دشمنانشان از بیخ و بن نابود شوند تا این مخالفان ِ امروز، همچون معاندان دیروز، در یک روزْ به قهرْ در منزلگه مردگان درافکنده شوند و پس از آن ثبات و ارامش کامل برای حکومت تأمین گردد.» (ص 157) [4]

غیر از جنبه‌ی بسیار مدرن ِ این نامه، می‌توان جور ِ دیگری هم به آن نگاه کرد. من زیاد نامه‌ی شاهان نخوانده‌‌م ولی به‌ نظر من این نامه، آشکارا قلابی ست. چه دلیلی دارد خشایارشا در نامه‌اش از وزیرش صحبت کند و برای توجیه ِ کارهای خود، به گفته‌های وزیرش استناد کند؟ این در تضاد با قدَرقدرتی ِ شاهنشاه است. یک پادشاه ِ واقعی، تنها باید از خود و قدرت ِ خدایی‌اش صحبت کند. همین‌جا می‌توان ردّ ِ داستان را دید. مؤلف ِ کتاب ِ استر، به دلیل ِ توطئه‌ای که در ذهن ِ خود و در داستان‌اش برای "هامان" ترتیب داده، تقصیر را از همان ابتدا به گردن ِ هامان می‌اندازد نه خشایارشاه. پس در نامه هم اسم ِ هامان را برجسته می‌کند. این شیوه‌ی توطئه‌چینی برای یک شخصیت، کمی ابتدایی به نظر می‌رسد، ولی از یک متن ِ چند هزارساله، پذیرفته است.

***
هرچند از نظر من بعضی بخش‌های‌ کتاب واقعن خسته‌کننده است (حکمت سلیمان، کتاب ِ یَشوع بن سیرا)، ولی این، چیزی از ارزش ِ این متن‌ها و ترجمه‌شان نمی‌کاهد. پیش از خواندن ِ ترجمه‌ی پیروز سیار، نگران ِ زبان ِ ترجمه‌اش بودم، ولی پس از خواندن ِ چند صفحه از کتاب، خیال‌ام راحت شد. زبان ِ مترجم، به‌روز و کارآمد است. فعلن نمی‌خواهم در این باره چیزی بنویسم ولی اطمینان می‌دهم که این ترجمه را می‌توان با لذت خواند. پیروز سیار، عمری را به پای ترجمه‌ی متون ِ مقدسْ گذاشته و کارش شایسته‌ی خریدن و خواندن و هدیه‌دادن است. نشر ”نی“ نیز که چنین هزینه‌ای در چاپ ِ متن‌های مقدسْ صرف کرده، سرآمد ِ همه‌ی نهادهای فرهنگی و آموزشی ِ مملکت ِ اسلامی و جای‌گزین ِ شایسته‌ی دانشگاه‌های ما ست. این مطلب را نباید این‌جا بنویسم ولی کاری‌ش نمی‌شود کرد:
فی‌الواقع در مملکت ِ اسلامی، ما دو نوع دانشگاه داریم:
1- نشرهای مرکز و نِی که آموزنده‌ی فرهنگ ِ عظیم ِ انسانی به نسل ما هستند؛ (البته قیمت کتابای نشر مرکز گرونه!)
2- دانشگاه‌های عظیم‌الشأن ِ تهران و ...، که مکان برگزاری ِ مراسم ِ عبادی-سیاسی-نظامی-غذایی و ... امت اسلام اند.

شنبه 14 خرداد 1390

---------------------------------------------------------------------------
در نقل قول‌هایی که از کتاب ِ حاضر آورده‌ام رسم‌الخط ِ مترجم را رعایت کرده‌م ولی هرگاه لازم بود، قلاب، کسره‌ یا پرانتزی اضافه کردم و گاهی پانویس‌ها را داخل ِ متن کردم. این‌ تغییرات برای جلوگیری از گیج‌شدن ِ مخاطبْ بود.
[1] گویا «کتاب مقدّس» نشر اساطیر، همان نخستین ترجمه‌ی کاملْ به زبان ِ فارسی ست.
[2] توضیح «دایرة‌المعارف ادیان جهان» ترجمه‌ی ع. پاشائی درباره‌ی ترگوم:
ترجمه‌ـ شرح آرامی ِ كتاب مقدّس. در پايان دوره‌ی معبد دوم، آرامي زبان مادري يهوديان شده بود و ايشان نمي‌توانستند متن  عبري كتاب مقدّس را بفهمند. در طی قرائت عمومي ِ كتاب مقدّس، ترجمه‌يي تفسيري به زبان آرامي براي آن آورده مي‌شد. در گذر زمان، اين ترجمه‌ها به شكل نسخه‌هاي رسمي تدوين شدند. شناخته شده‌ترين ِ اين ترجمه‌ها ترگوُم اونقلوس Targum Onkelos بر اسفار پنج‌گانه است كه در ترجمه‌اش از به كار بردن تشبيه يا انسان‌وارگي {برای خدا} خودداري مي‌كند.
[3] برای آگاهی بیش‌تر، می‌توانید به ص 51 مقدمه‌ی کتاب نگاه کنید.
[4] برخی کسره‌ها و ساکن‌ها را من اضافه کردم. چون این نامه در متن ِ پیشین ِ کتاب ِ استر وجود نداشته، در کتاب ِ حاضر، به صورت ایتالیک چاپ شده است. امیدوارم نقل این متن بدون اجازه‌ی مترجم، باعث دلخوری نباشد.
------------------------------------------------------------------
اما اشکالات ِ تایپی  را با شماره‌ی صفحه و با شکل ِ درست ِ واژه می‌آورم.
1- ص 64- خط دوم، خشیارشا = خشایارشا
2- ص 184- خط 15، متهی = منتهی یا منتها
3- ص 184- پانویس، Heliodore درست است؟ این واژه‌ در ترجمه‌ی فارسی و انگلیسی، Heliodorus آمده.
4- ص 238- آیه‌ی 65، گذشت = گذاشت
5- ص 261- آیه‌ی 33، خیره = ذخیره
6- ص 268- آیه‌ی 43، ”جامۀ“، و صفحه‌ی 269 ”جامه‌ای“ آمده است. قاعدتن هر دو، یکی هستند و باید یک شکل داشته باشند = جامه‌ای
7- ص 280، آیه‌ی 27، گرد آورد = گردآور
8- ص 281، پانویس ِ 3، خط 4، دیگری = دیگر
9- ص 328، آیه‌ی 22، هالی = اهالی
10- ص 360، آیه‌ی 18، می‌دارد = می‌دارند
11- ص 399، آیه‌ی 8، ناثواب = ناصواب
12- ص 410 آیه‌ی 1، واژه‌ی ”مقدّس“ با تشدید آمده، ولی در جاهای دیگر ِ کتاب، بارها بدون تشدید آمده.
13- ص 458، آیه‌ی 12، سرچشمه = سرچشمۀ
یا هو!

هیچ نظری موجود نیست: