ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۶, یکشنبه

کتاب مقدّس (37)

باب 41
تعبیر خواب فرعون
و واقع شد، چون دو سال سپری شد، که فرعون خوابی دید که اینک بر کنار نهر ایستاده است. 2 که ناگاه از نهر، هفت گاو خوب صورت و فربه گوشت بر آمده، بر مرغزار می‌چریدند. 3 و اینک هفت گاو دیگر، بد صورت و لاغر گوشت، در عقب آنها از نهر بر آمده، به پهلوی آن گاوان اول به کنار نهر ایستادند. 4 و این گاوان زشت صورت و لاغر گوشت، آن هفت گاو خوب صورت و فربه را فرو بردند. و فرعون بیدار شد.
5 و باز بخسبید و دیگر باره خوابی دید، که اینک هفت سنبلۀ پر و نیکو بر یک ساق بر می‌آید. 6 و اینک هفت سنبلۀ لاغر، از باد شرقی پژمرده، بعد از آنها می‌روید. 7 و سنبله‌های لاغر، آن هفت سنبلۀ فربه را فرو بردند. و فرعون بیدار شده، دید که اینک خوابی است.
در کتاب ِ «گنجینه‌ای از تلمود» درباره‌ی اهمیت رؤیاها در تورات، چنین آمده است:
«تلمود این گفته را به خداوند نسبت می‌دهد: ”اگرچه من نور حضورم را از اسرائیل پنهان داشته‌ام، معذالک به‌وسیله‌ی رؤیا با او در تماس خواهم بود.“ رؤیا را ”یک شصتم از نبوت“ دانسته‌اند.»
«اگر قسمتی از خواب ما درست باشد هرگز حوادث آن، به‌طور کامل صورت وقوع به خود نخواهد گرفت. به این نکته از کجا پی برده‌ایم؟ از داستان یوسف فرزند یعقوب. چنان‌که مکتوب است: ”و اینک خورشید و ماه و یازده ستاره به من تعظیم می‌کردند.“ (سفر پیدایش، 37: 9) حال آن که در آن زمان مادرش زنده نبود.»
«آیه‌های کتاب مقدّس را به‌عنوان وسیله‌ای برای تعبیر رؤیا به کار می‌برند.”کسی که چاه آب در خواب ببیند، صلح و سلامتی را خواهد دید.“ چنان‌که گفته شده است: ”خدمتکاران اسحاق زمین را در آن وادی حفر کردند و در آن‌جا یک چاه آب روان یافتند.» (پیدایش، 26: 19)
«به خواب دیدن هر نوع حیوان نشانه‌ی سعد است، به استثناء فیل، میمون و بوزینه‌ی دُم دراز.»
اول. این سوتی را من قبلن متوجه نشدم که یوسف زمانی آن خواب ِ مشهورش را دید (باب 37) که مادرش مرده بود. در واقع نویسنده هم مثل ِ من حواس‌اش نبوده که یوسف نباید چنین خوابی ببنید.
دوم. تلمود سرشار از گفته‌های ِ عجیب درباره‌ی ِ خواب و خیال و خرافات است. این کتاب آن‌قدر به اعتقادات ِ مسلمان‌ها نزدیک است که من ادعا می‌کنم فی‌الواقع برای ِ اثبات ِ یهودی بودن ِ ما کافی ست.
سوم. همین میزان ِ اندکی که من از تلمود خواندم، با معلومات ِ کتاب مقدّس متناقض بود. و در مورد ِ خواب ِ ”گاو“ و ”گندم“ هم تعبیرهایی ارائه کرده که موافق ِ تعبیرات ِ یوسف نیست.
چهارم. بیش‌تر ِ خواب‌هایی که یوسف تا به این‌جا دیده یا تعبیر کرده، پر از اعداد بود. در واقع این خواب‌ها طوری طراحی شده‌اند که حتمن بتوان تعبیری عامه‌پسند برای‌‌شان ساخت. همان خواب دوم ِ یوسف که خواب ِ آفتاب و ماه و یازده ستاره است، چیزی است که مردم ِ عامی بلافاصله به عدد و رقم‌اش توجه می‌کنند و آن را به خانواده‌ی ِ یوسف تعبیر می‌کنند. قبلن گفتم که این خواب‌ها چندان خلاقه هم نیستند. ولی این‌جا باید اضافه کنم که از جنبه‌ی ِ اقناع ِ مخاطب ِ عام، مُجاب کننده‌اند. استفاده از اعدادْ در چند باب ِ پیشین، فرمولی ست برای ِ ساخت ِ خواب‌هایی منطقی و قابل ِ تعبیر. حالا فرض کنیم اگر راویْ خوابی عجیب و تخیلی‌تر می‌ساخت، آن‌وقت به احتمال زیاد، تعبیری که از خواب ارائه می‌کرد، برای ِ مخاطبْ قانع‌کننده نبود. مثلن اگر یوسف خواب می‌دید که: «در بیابان گم شده و پس از سرگردانی، به خانه و رودی زیبا می‌رسد و شنا می‌کند و یک‌باره مادرش را می‌بیند که کنار ِ رود آتش روشن می‌کند و متعجب از زنده‌بودن ِ مادر، بی این که چیزی بگوید با پدر و برادران‌اش کنار ِ همان رود می‌نشینند آش (آش ِ دوغ) می‌خورند، بعد هم یعقوب ِ کذابْ یوسف را مثال ِ کودکی در آغوش می‌گیرد و صورت‌اش را نوازش‌ می‌کند... .»
آن‌وقت راوی ِ بی‌چاره با این خواب چه باید می‌کرد؟ حکمن به جای ِ تلمود و کاهنان ِ یهودی باید به توضیح‌المسائل ِ فروید مراجعه می‌کرد.
در ادامه‌ی حکایت می‌‌خوانیم که فرعون زمام ِ کشور را به دست ِ یوسف می‌دهد.
46 و یوسف سی ساله بود وقتی که به حضور فرعون، پادشاه مصر بایستاد، و یوسف از حضور فرعون بیرون شده، در تمامی زمین مصر گشت.
پنج. معلوم نیست یوسف کی سی ساله شد. آخرین بار که سن ِ یوسف اعلام شد، هفده ساله بود. دو سال هم در زندان گذراند. از آن پس بنا به آن‌چه گذشت، سی ساله شدن‌اش منطقی نمی‌نماید. راوی در این مورد کوتاهی کرده است.
شش. در این باب هم همانند ِ باب ِ 24 یک قضیه‌ای مطرح شده و همان مفصلن تکرار شده.
نکته‌ی آخر این که من نفهمیدم علت ِ هم‌نام شدن ِ این سایت با وبلاگ ِ من چیه! کسانی که این معما رو حل کنن یک جلد ”کلام‌ ِ یهوه“ جایزه می‌گیرن.

یک‌شنبه 6/ 4/ 1389

هیچ نظری موجود نیست: