ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

کتاب مقدّس (28)

باب 32
تدارک ملاقات با عیسو
و یعقوب راه خود را پیش گرفت و فرشتگان خدا به وی برخوردند. 2 و چون یعقوب ایشان را دید، گفت: «این لشکر خداست!» و آن موضع را «مَحنایم» نامید.
یعقوب پیش از رسیدن به عیسو، افراد و هدیه‌هایی را به سوی ِ او روانه می‌کند، تا آهسته آهسته خشم ِ عیسو را کاسته و دل ِ او را به دست آوَرَد. جزئیات ِ این ترفند ِ یعقوب، با عدد و رقم ِ هدایا و برخی پیام‌های ِ چاپلوسانه‌اش، به تفصیل بیان شده است. اما بخش ِ جالب ِ ماجرای ِ یعقوب از این آیه آغاز می‌شود:
21 پس ارمغان، پیش از او عبور کرد و او آن شب را در خیمه‌گاه بسر برد.
22 و شبانگاه، خودش برخاست و دو زوجه و دو کنیز و یازده پسر خویش را برداشته، ایشان را از معبر یبوق عبور داد. 23 ایشان را برداشت و از آن نهر عبور داد، و تمام مایملک خود را نیز عبور داد. 24 و یعقوب تنها ماند و مردی با وی تا طلوع فجر کشتی می‌گرفت. 25 و چون او دید که غلبه نمی‌یابد، کف ران یعقوب را لمس کرد، و کف ران یعقوب در کشتی گرفتن با او فشرده شد. 26 پس گفت: «مرا رها کن زیرا که فجر می‌شکافد.» گفت: «تا مرا برکت ندهی، تو را رها نکنم.» 27 به وی گفت: «نام تو چیست؟» گفت: «یعقوب.» 28 گفت: «از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل، زیرا که با خدا و با انسان مجاهده کردی و نصرت یافتی.» 29 و یعقوب از او سؤال کرده، گفت: «مرا از نام خود آگاه ساز.» گفت: «چرا اسم مرا می‌پرسی؟» و او را در آنجا برکت داد. 30 و یعقوب آن مکان را «فنیئیل» نامیده، (گفت:) «زیرا خدا را روبرو دیدم و جانم رستگار شد.» 31 و چون از «فنوئیل» گذشت، آفتاب بر وی طلوع کرد، و بر ران خود می‌لنگید. 32 از این سبب بنی‌اسرائیل تا امروز عِرق‌النساء را که در کف ران است، نمی‌خورند، زیرا کف ران یعقوب را در عرق‌النساء لمس کرد.
***
اول. هر گاه که راوی می‌خواهد چیزی غریب را روایت کند، چیزهایی را ناگفته باقی می‌گذارد. در این باب، توضیح داده نشده که چرا یعقوبْ شبانگاه به حرکت در می‌آید. شاید علت این است که واقعه‌ی ِ ”غریب“ باید در شبْ روی دهد، همان‌طور که رؤیت ِ نردبان ِ عجیب ِ خدا (28: 11، 12، 13)، در شبْ و در تنهایی‌اش رخ داد.
دوم. یعقوب به‌رغم ِ حقه‌های‌اش هیچ‌گاه از طرف ِ خدا سرزنش نمی‌شود. افزون بر این، هر گاه نیاز به کمک دارد خدا بلافاصله به کمک‌اش می‌آید. در این‌جا هم (32: 9 تا 13) یعقوب برای رهایی از عیسو، از خدا کمک می‌خواهد.
سوم. رودررویی ِ خدا و یعقوب چیز ِ غریبی ست. البته نتیجه‌ی ِ نهایی ِ ماجرا به نفع ِ یعقوب است، ولی این روی‌داد، واقعن شگفت‌انگیز است. اساسن علت ِ این درگیری چیست؟ آیا راوی به منظور ِ هر چه بزرگ‌تر کردن ِ قهرمان ِ داستان‌اش، متوسل به چنین ترفندی شده؟ اگر دقت کنیم، در این‌جا یعقوبْ عظمتی بیش از خداوند می‌یابد و این با تبلیغ ِ همه‌جانبه‌ی ِ دینی سازگار نیست. در این‌جا قوم و تاریخ‌چه‌ی ِ قوم، اهمیتی بیش از دین ِ یهود یافته‌اند. آیا باید این روایت را فراتر از هر چیز، روایتی برای ِ و درباره‌ی ِ بقای ِ یک قوم تلقی کرد؟
چهارم. در «دایرة‌المعارف ِ کتاب مقدّس» درباره‌ی معنای ِ واژه‌ی ِ ”اسرائیل“، آمده:
(کسی که بر خداوند پیروز گشت) [1]
نامی که فرشته‌ی خداوند در فنیئیل به یعقوب داد (پیدایش 32: 28) [2]
در «دایرة‌المعارف ِ کتاب مقدّس» گفته شده، یعقوب با ”فرشته“‌ی ِ خدا کـُشتی می‌گیرد و هیچ اشاره‌ای به کـُشتی ِ یعقوب با خود ِ خدا نشده است. حال آن که در واژه‌ی ِ اسرائیل، ”ئیل“ احتمالن همان ”ایل“ یا ”ئیل“ (خدا) است (در این‌جا مبالغی توضیح درباره‌ی ِ ایل آمده)، و اساسن به یادبود ِ این پیروزی ست که نام ِ یعقوبْ به اسرائیل تغییر می‌یابد. به نظرم نگاه ِ مؤلفان ِ دایرةالمعارف جانب‌دارانه است، و گویا می‌خواهند همه‌چیز را به نفع ِ امت ِ یهودی توجیه کنند.
چهارشنبه 26/ 12/ 1388
----------------------------------------------------------------
[1] در واژه‌نامه‌ی ِ دهخدا آمده است: «اسرائیل در عبری به معنی کسی است که بر خدا مظفر گشت [زورمندتر از خدا].
در «دیکشنری ِ کتاب مقدّس ِ ایستن» (Easton Bible dictionary) (که من نسخه‌ی ِ پی‌دی‌اف‌اش رو دارم) گفته شده که اسرائیل به معنی «کشتی‌گیرنده با خدا» است:
Jacob prevailed, and as a memorial of it his name was changed to Israel (wrestler with God)
ترجمه‌ی ِ انگلیسی ِ آیه‌ها‌ی ِ 27 و 28 چنین است:
And he said unto him, What is thy name? And he said, Jacob. And he said, Thy name shall be called no more Jacob, but Israel: for as a prince hast thou power with God and with men, and hast prevailed.
احتمالن همان (wrestler with God) دقیق‌تر است و احتمالن دهخدا و مترجم ِ فارسی، اسرائیل را چندان دقیق معنی نکرده‌‌اند. این‌که مناسبت ِ نام ِ اسرائیل چیست، فرق دارد با این که لفظ ِ اسرائیل دقیقن چه معنایی می‌دهد. در این‌جا یک یهودی می‌تواند به من کمک کند. گویا مترجم، واژه‌ی ِ ”شاهزاده“ را از قلم انداخته است.
[2] «دایرة‌المعارف ِ کتاب مقدّس»، ص 699.

۱ نظر:

میم میم گفت...

27 He said, 'Let me go, for day is breaking.' Jacob replied, 'I will not let you go unless you bless me.'
28 The other said, 'What is your name?' 'Jacob,' he replied.
29 He said, 'No longer are you to be called Jacob, but Israel since you have shown your strength against God and men and have prevailed.'
30 Then Jacob asked, 'Please tell me your name.' He replied, 'Why do you ask my name?' With that, he blessed him there.
31 Jacob named the place Peniel, 'Because I have seen God face to face,' he said, 'and have survived.'
32 The sun rose as he passed Peniel, limping from his hip.

اینم ترجمه ی نسخه ی اورشلیمه از آیه 27 به بعد. به گفته ی پیروز سیار، بهترین نسخه است.
اینم آدرسش
http://www.catholic.org/bible/book.php?id=2

محمد