باب 23
مرگ ساره
مرگ ساره
1 و ایام زندگانی ساره، صد و بیست و هفت سال بود. این است سالهای عمر ساره. 2 و ساره در قریۀ اربع که حبرون باشد، در زمین کنعان مرد. و ابراهیم آمد تا برای ساره ماتم و گریه کند.
در این باب جزئیاتی دقیق از چهگونهگی ِ خریدن ِ قبر برای ِ ساره آمده است. این جزئیات زیاد ربطی به حکایتنویسی ندارند. در 20 آیه (تقریبن یک صفحه)، چانهزنی ِ ابراهیم با بنی حِت (sons of Heth) برای خریدن ِ قبر روایت شده است.
اول این که ”خرید ِ قبر“ در ایام ِ باستان چیز غریبی ست، و من فکر میکردم این از بدبختیهای مدرن است. یک نکتهی جالب ِ دیگر، عمل ِ ابراهیم در این ماجرا ست. بنی حت میخواهند لطف کنند و زمین ِ مورد ِ نیاز ِ ابراهیم را به او ببخشند، ولی ابراهیم قبول نمیکند و بهقولی سعی بر محکمکاری دارد، و با خواهش و تمنا صاحب ِ زمین را وامیدارد که پول ِ زمین را دریافت کند.
بنا بر تصور ِ عامیانهی من از قوم یهود، حسابگری و مآلاندیشی یکی از ویژگیهای ِ ذاتی ِ یهودیان است و عمل ِ ابراهیم که پدرجد ِ قوم یهود محسوب میشود، نشانههایی از این زرنگی و کاسبکاری را به نمایش میگذارد. این بار ِ دوم است که چنین چیزی از ابراهیم سر میزند (مورد قبلی در باب ِ 21 بود).
دوم، یک نکتهی زبانی در این متن هست که به نظرم نشاندهندهی هنر ِ مترجمان ِ فارسی ِ کتاب مقدّس است. غیر از نحو ِ زبان، واژههای غریبی در این متن هست که آن را تبدیل به یک متن ِ اورجینال میکند. آدم فکر نمیکند که این متنْ ترجمه است. این جملهها را ببینید:
3 و ابراهیم از نزد میّت خود برخاست و بنی حِت را خطاب کرده، گفت: 4 «من نزد شما غریب و نزیل هستم. قبری از نزد خود به ملکیت من دهید، تا میت خود را از پیش روی خود دفن کنم.»
,And Abraham stood up from before his dead, and spake unto the sons of Heth, saying
I am a stranger and sojourner with you: give me a possession of a buryingplace with you, that I may bury
my dead out of my sight
واژههای برجستهشدهی این دو آیه، نمایشگر ِ تسلط ِ مترجم بر بافت ِ زبانی است که به کار برده است. ترجمهی دقیق، یک چیز است، و ترجمهی خوب احتمالن دو چیز. ترجمهی خوب میتواند علاوه بر دقت، همچون متن ِ اصلیْ مؤثر باشد.
در آیهی 6 هم یک مورد وجود دارد:
5 پس بنی حت در جواب ابراهیم گفتند: 6 «ای مولای من، سخن ما را بشنو. تو در میان ما رئیس خدا هستی. در بهترین مقبرههای ما میت خود را دفن کن... .»
در اینجا ”ای مولای ما“ درست است و ضمیرْ باید ”ما“ باشد. ترجمهی انگلیسی هم مثل ترجمهی فارسی ست، حتمن اصلاش هم همین است!
مترجم واژهی مسامع (گوشها) را به جای audience به کار برده، که گیجکننده است، و به نظرم واژهی ”محضر“ مناسبتر باشد. جملهی مورد نظر در این آیه است:
And he spake unto Ephron in the audience of the people of the land, saying, But if thou wilt give it, I pray thee, hear me: I will give thee money for the field; take it of me, and I will bury my dead there
[12 پس ابراهیم نزد اهل آن زمین تعظیم نمود،] 13 و عفرون را به مسامع اهل زمین خطاب کرده، گفت: «اگر تو راضی هستی، التماس دارم عرض مرا اجابت کنی. قیمت زمین را به تو میدهم، از من قبول فرمای، تا در آنجا میت خود را دفن کنم.»
جمعه 3/ 7/ 1388
3 Comment:
درود آقا
ولي عجب خَريٌت همكانيهِ...
داريم خودمونُ به باد ميديم...
روز اول شما جطور بود آقا...
خوش كذشت به شما...
ارادتمند...
بدرود
نمنه؟
درود بر تو!
چطور شده؟
مثل همیشه رفتیم و برگشتیم؛
و شام بود و صبح بود، روزی اول.
درود آقا
دبيرستان و از شنبه شروع كردند...
تا دوشنبه دوسري بركه تمرين دادند...
تا سهشنبه دوبار آزمونك كرفتند...
فردام ديكه با خداست كه جه شود...
ارادتمند...
بدرود
ب.ت: بنجشنبه ها هم امتحان داريم...
...و اينست عقوبت آنان كه به آيات ما كفر ورزيدند...
ارسال يک نظر