ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

کتاب مقدّس (17)

باب 21
تولد اسحاق
2 و ساره حامله شده، از ابراهیم در پیری‌اش، پسری زایید، در وقتی که خدا به وی گفته بود. 3 و ابراهیم، پسر مولد خود را، که ساره از وی زایید، اسحاق نام نهاد.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۱۹, دوشنبه

کتاب مقدّس (16)

باب 20
ابراهیم در جرار
ابراهیم در ادامه‌ی سفر و ماجراجویی‌های‌اش، در جـِرار منزل می‌گیرد. او به مَلِک ِ جرار می‌گوید که "ساره" خواهرم است. این بار ِ دوم است که ابراهیم وقتی به جایی غریب می‌رود ”همسر“اش را ”خواهر“ می‌خوانـَد. او از ترس ِ جان‌اش این کار را می‌کند.