Sunday، June 21، 2009

یادداشت 41

«با چیرگی استبداد بر آزادی، دوره‌ی حکومت ِ دهشت از نو آغاز گردید. جمعی از آزادگان به زنجیر افتادند، عده‌ای به دست دژخیمان ِ باغِشاه جان سپردند و دسته‌ای نیز به رنج ِ تبعید گرفتار آمدند. از آزادگان، میرزا جهانگیرخان ِ صوراسرافیل را کشتند. محمدعلی ‌شاه دشمنی‌های ِ ملک‌المتکلمین را نیز که از جانب ِ ظل‌السلطان سود ِ مادی می‌برد نبخشود و آن خطیب ِ زبردست را به‌طرز ِ وحشتناکی معدوم ساخت. قاضی قزوینی را مسموم کردند؛ او در نـَزْع ِ تدریجی به‌سختی جان داد.

رئیس ِ انجمن ِ آذربایجان که خود مُنادی ِ شورش بود از روز ِ قبل از حادثه که قشون ِ ملی آماده‌ی کارزار می‌گردید در خفا می‌زیست و روز ِ بمباران ِ مجلس که افراد ِ انجمن ِ آذربایجان با دیگر ملّیونْ علیه قزاقانْ مردانه می‌جنگیدند، او به مجلس نرفت و از خفیه‌گاهْ به سفارت ِ انگلستان پناه برد. در این دقایق ِ حسّاس که محک ِ تجربه است و منش ِ واقعی ِ افراد ظاهر می‌شود، آزادمردان ِ راست‌کردار ِ باصفتْ راه و رسم ِ دیگری داشته‌اند. انقلابی که سران ِ آن در بزنگاهْ سنگر خالی کنند محکوم ِ شمشیر ِ بیدادگری است. این نکته خالی از ریشخند نیست که آقای تقی‌زاده پس از نیم‌قرن که از آن روزگار می‌گذرد از روی تعمق می‌نویسد: ”آزادی به معنی ِ حقیقی ِ آن، بی وجود ِ شهامت ِ افراد و مردانگی و مردی و استقلال ِ فکر و سرافرازی و شجاعت ِ اخلاقی و استقامت و استواری و مقاومت در برابر ِ ارباب ِ قدرت و جرئت و صراحتْ که این همه را می‌توان در لفظ ِ خودمانی ِ ”صفت“ و لفظ ِ فرنگی ِ ”کارکتر“ خلاصه کرد وجود پیدا نمی‌کند و آن همانست که ... شخص بتواند ”نه“ بگوید و اهل تسلیم و زبونی و باز به قول ِ خودمان ”بی‌صفت“ نباشد... .“»

«فکر ِ آزادی و مقدّمۀ نهضت مشروطیت»
فریدون ِ آدمیت

***

دیروز ساعت ِ پنج و نیم ِ عصر، در میدان ِ انقلاب و همه‌ی چهارراه‌ها، نظامیان ِ گارد ِ ویژه در دسته‌های ده‌نفری و بیش‌تر، به داخل ِ جمعیت هجوم می‌بردند و مردم را به بخش‌های ِ کوچک‌تری تقسیم می‌کردند؛ این‌طوری کنترل ِ جمعیت، کار ِ آسان‌تری بود. جمعیتْ مثل ِ روزهای ِ قبل نبود. شاید هم در آن ساعت زیاد شلوغ نبود. در ورودی ِ خیابان ِ آزادی، جلوی ِ ما را گرفتند و گفتند برگردید. من از کارگر جنوبی به سمت ِ پایین رفتم و برگشتم خانه.

لازم نیست ”نه“، همیشه نتایج ِ بزرگی داشته باشد. گاهی ”نه“ برای ِ اثبات ِ فردیت و شخصیت ِ آدم است. اثبات ِ شخصیتْ‌ در برابر ِ کسی که تو را هیچ و پوچ می‌انگارد. کسانی که در تظاهرات ِ دیروز بودند، وجود ِ مغرور ِ خود را به همه‌گان اثبات کردند.

یک‌شنبه 31/ 3/ 1388

4 Comment:

ناشناس گفت...

مهم: خاتمی ۳۱ خرداد بیانیه داد:
هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.

سید محمد خاتمی پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.
در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.
باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.
فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.
ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.
در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.
آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.
از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.
نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.
در این صورت است که هر هزینه ای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب

سید محمد خاتمی
31 خرداد 1388

ناشناس گفت...

سایت قلم نیوز هک شده است و حذف بیانیه دیروز میرحسین از این سایت و خبر کذب عدم حضور میرحسین درتجمع دیروز بعد از هک شدن این سایت بوده

ناشناس گفت...

تحصن در میدان 7 تیر

بنا بر گزارشها و تماسهای مردم با همدیگر امروز اولین تحصن در میدان 7 تیر - مردم در کف خیابان, شمع به دست می نشینند, تو درسوگ دخترایران ندا، چه میکنی؟!(برای گرامی داشت خاطره شهیدان دیروز و جند روز اخیر ) از ساعت 4 بعد از ظهر دیدار ما میدان 7 تیر. همه به سمت ۷ تیر برای تحصن. خبر رسانی کنید.

Era گفت...

درود آقا...
اینجا عرصه تیلیغاتم که داغِ داغِ...
خوب هستین...
فعلن که خیلی خر تو خر...
بازداشت خانگیم...
یکم ملت آرومبگیرن...
یه قراری بزاریم...
چه خبر آقا...
ارادتمند...
بدرود...