سِفر ِ پیدایش
باب 17
عهد ختنه
نمادها اجزایی از زندگی ِ بشرند که سابقهی دراز و نامعلومی دارند. نمیدانم استفادهی آگاهانه از نمادها از کِی بین ِ ابنای ِ بشر رایج شده، اما ”نمادسازی“ از یک دیدگاه، تزیین ِ واقعیت، و یک حرکت ِ هنرمندانه است.
”زبان“ خودْ یک مجموعه نماد و نشانه است، و علما معتقدند که پیشینهی ”زبان“ به پانصدهزار تا یکمیلیون سال قبل برمیگردد، پس نتیجه میگیرم که نمادسازیهای ِ «کتاب مقدّس» را نباید چیزی عجیب و بیسابقه پنداشت، چرا که نگارش ِ این کتاب، مربوط به چندهزار سال ِ اخیر است (چندهزار سال ِ اخیر!). به نظرم، نمادهای ِ ”عهد عتیق“ حرکتی در راستای کاربرد ِ هرچهبیشترْ ادبی ِ نمادها ست؛ روشنتر بگویم: نمادها از صدهاهزار سال پیش وجود داشتهاند، ولی مدت ِ زیادی نمیگذرد که کاربردی ادبی پیدا کردهاند. در پُستهای قبل به برخی از این نمادسازیها اشاره کردم (باب 8، آیهی 11/ باب 9، آیهی 12).
در باب 17، از ”ختنه“ به عنوان ِ یک ”عهد“ یاد شده، و راستی که نماد ِ بسیار بدیع و خندهداری است.
در ابتدای ِ این باب برای چندمین بار خداوند به ابرام قول میدهد که نسل ِ او را بارور کند:
1 و چون ابرام نود و نه ساله بود، خداوند بر ابرام ظاهر شده، گفت: «من هستم خدای قادر مطلق. پیش روی من بخرام و کامل شو. 2 و عهد خویش را در میان خود و تو خواهم بست، و تو را بسیاربسیار کثیر خواهم گردانید.
5 و نام تو بعد از این ابرام خوانده نشود بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود، زیرا که تو را پدر امتهای بسیار گردانیدم.
فکر میکنم که راوی ازبس این قضیهی تکثیر ِ نسل ِ ابراهیم را تکرار کرده، بهناچار در آیهی 2 از قید ِ ”بسیاربسیار“ استفاده کرده. وقتی وعدهای را زیاد تکرار کنیم، در تکرارهای بعدی ناچاریم چیزی به آن بیفزاییم، و در اینجا وعده و وعید ِ خدا هی اغراقآمیزتر میشود. یادمان باشد که خدا مرتب به ابرام وعدهی باروری میدهد، و از آنطرف، سارای زن ِ ابرام بارور نمیشود.
نام ِ ابرام از باب یازده ِ سفر ِ پیدایش پدیدار شد، و از باب ِ دوازده تا شانزده، خدا چهاربار به ابراهیم وعدهی تداوم ِ نسل میدهد و جالب این که سارایْ زن ِ ابرام، حامله نمیشود و ابراهیم برای ِ بقای نسل، متوسل به کنیزش میشود.
چیزی که الآن به ذهنم رسید این است که با توجه به ماجراهایی که ابراهیم در بابهای آینده تجربه خواهد کرد، این وعدههای مکرر ِ خدا، و این اصرار و ابرام ِ ابراهیم بر تداوم ِ نسل را میتوان یک توطئهی تمام عیار ِ داستانی تلقی کرد و این چیزی ست که اوّلین بار است متوجهاش میشوم.
در حقیقت داستان ِ ”ترس و لرز“ ِ ابراهیم، بدون ِ این پیشزمینهها، آن تأثیر و غنای ِ فوقالعاده را ندارد. ابراهیم ِ همیشه فرمانبُردار، آرزوی ِ همیشگیاش داشتن ِ فرزندی از سلالهی خویش است و وقتی نودونه ساله میشود و خدا باز به او وعدهی اولاد میدهد، در محضر ِ خدا، واکنش ِ جالبی از خود نشان میدهد:
در حقیقت داستان ِ ”ترس و لرز“ ِ ابراهیم، بدون ِ این پیشزمینهها، آن تأثیر و غنای ِ فوقالعاده را ندارد. ابراهیم ِ همیشه فرمانبُردار، آرزوی ِ همیشگیاش داشتن ِ فرزندی از سلالهی خویش است و وقتی نودونه ساله میشود و خدا باز به او وعدهی اولاد میدهد، در محضر ِ خدا، واکنش ِ جالبی از خود نشان میدهد:
17 آنگاه ابراهیم به روی درافتاده، بخندید و در دل خود گفت: «آیا برای مرد صد ساله پسری متولد شود و ساره در 90 سالگی بزاید؟»
این صحنه را باید به صورت ِ یک صحنهی کارتونی به تصور درآورْد تا طنز قضیه آشکارتر شود.
***
10 این است عهد من که نگاه خواهید داشت، در میان من و شما و ذریت تو بعد از تو هر ذکوری از شما مختون شود، 11 و گوشت قـَلــَفۀ خود را مختون سازید، تا نشان آن عهدی باشد که بین من وشماست. هر پسر هشت روزه از شما مختون شود...
13 هر خانهزاد و هر زرخرید تو البته مختون شود تا عهد من در گوشت شما عهد جاودانی باشد. 14 و اما هر ذکور نامختون که گوشت قـَلــَفۀ او ختنه نشود، آن کس از قوم خود منقطع شود، زیرا که عهد مرا شکسته است.»
فیالواقع، این عهد و این نشان، قویتر و پایدارتر از عهد ِ ازدواج است، چرا که حلقهی ازدواج یک چیز ِ مصنوعی ست و حلقهی فوقالذکر، مثل ِ یک عهد ِ سرخپوستی با گوشت و خون ِ آدم امضا میشود.
هر خط ِ عهد ِ عتیق آنقدر جالب و عجیب است که شایستهی تفسیر ِ کلمهبهکلمه است. از این نظر، من به علما حق میدهم تمام ِ عمرشان را صرف ِ تفسیر ِ این آیات بکنند.
یکی از آروزهای فعلیم داشتن ِ تعدادی کتابهای صوتی (Audio Books)، قاموس، کتابهای مصور، کارتونها و نقاشیهایی از «عهد عتیق» است. این کتاب یک گنجینه است و امت ِ اروپایی و غربی، خوشاقبالاند که چنین متنی را از کودکی در اختیار دارند.
سهشنبه 12/ 3/ 1388
2 Comment:
مقاله بسیار خوب و مفصل و جالبی درباره ی همه ی جوانب «ختنه» در ویکیپدیا وجود دارد که من نصفه نیمه خواندم. می خواستم خلاصه ای از آن را ترجمه کنم و این جا بگذارم ولی دیدم وقت گیر است و خودت ببینی بهتر است
http://en.wikipedia.org/wiki/Circumcision
محمد میرزاخانی
مرسی.
میرم میبینم.
ارسال يک نظر