۱۳۸۷ دی ۵, پنجشنبه

کتاب مقدّس (6)

حکایت ِ نوح، از وسط ِ باب ششم ِ سِفر پیدایش آغاز می‌شود:
9 این است پیدایش نوح. نوح مردی عادل بود، و در عصر خود کامل. و نوح با خدا راه می‌رفت. 10 و نوح سه پسر آورد: سام و حام و یافث.
راوی این مقدمه را می‌آوَرَد، سپس موضوع را عوض می‌کند:11 و زمین نیز بنظر خدا فاسد گردیده و زمین از ظلم پر شده بود.12 و خدا زمین را دید که اینک فاسد شده است، زیرا که تمامی بشر راه خود را بر زمین فاسد کرده بودند.
تفاوت‌ها و شباهت‌های داستان‌های کتاب مقدس و قرآن خودش موضوع مفصل و قابل توجهی است. این تفاوت‌ها از همان حکایت آفرینش و بیرون انداختن ِ بشر از بهشت شروع شده، و در هر حکایت، تفاوت‌های قابل توجهی را می‌توان دید. در روایت ِ یهودی ِ حکایتِ نوح، اصلاً صحبتی از رسالت ِ پیامبری ِ نوح نشده. شاید راوی آن را امری بدیهی تصور کرده، و لازم ندیده که بگوید نوح برگزیده‌ی خدا بود و چه‌قدر در راه خدا تلاش کرد. البته یک جمله آمده: و نوح با خدا راه می‌رفت.
راوی یک‌دفعه می‌گوید که خدا دید که زمین پر از فساد شده. در مورد حکایت قائن و هابیل هم، راوی لازم ندید که مقدمه‌چینی کند و روایتی منطقی ارائه کند. مثلاً نگفت که چرا خدا از همان اول، قائن را تحویل نگرفت. فعلاً فرصت مراجعه به قرآن را ندارم، ولی آن‌چه از روایت قرآنی ِ داستان ِ نوح در ذهن دارم، دارای جزئیاتی است که روایت ِ قرآن را به‌لحاظ داستانی، منطقی‌تر می سازد. برای مثال در قرآن آمده:«ما نوح را به سوی قومش فرستادیم که: قوم خود را پیش از آنکه عذابی دردآور بر سرشان فرود آید، بیم ده.» (قرآن مجید، ترجمه‌ی عبدالمحمد آیتی، انتشارات سروش، سوره‌ی نوح؛ آیه‌ی 1)
برخلاف تصورم، تفاوت‌های دو متن، حداقل در یکی دو موردی که نگاه کردم، بسیار عجیب و غریب‌ است. فعلاً در این مورد چیزی نمی‌نویسم.
در ادامه خدا به نوح می‌گوید که برای خودت کشتی‌ای چنین و چنان بساز و با خانواده‌ات وارد آن بشو، تا همه‌ی انسان‌ها و دیگر موجودات را نابود کنم.
باب 7 و 8: طوفان نوح
در این حکایت، راوی در مواردی که خود صلاح می‌داند، چنان جزئیاتی را ذکر می‌کند که حیرت‌انگیز است. نکات برجسته‌ی این جزئیات این‌ها هستند:
اول، این که در همین باب هفتم، راوی چهار بار راجع به این موضوع صحبت کرده:19 و از جمیع حیوانات، از هر ذی‌جسدی، جفتی از همه به کشتی در خواهی آورد، تا با خویشتن زنده نگاه داری، نر و ماده باشند.[باب 7]
تکرارْ خصیصه‌ی برجسته‌ی این متن است. مطلب پیچیده نیست ولی تکرار می‌شود. این به چه منظور است؟ حدسیاتْ زیاد راه به جایی نمی‌برند و من پاسخ این پرسش را نمی‌دانم.
دوم، کشتی نوح به نحو عجیبی توصیف شده و کم‌تر شبیه یک کشتی، بلکه شبیه زیردریایی است. راوی می‌گوید که وقتی نوح و همه‌ی جانداران ِ دیگر وارد ِ این کشتی شدند، خدا در ِ کشتی را پشتِ سر ِ آن‌ها بست. دیگر این که پس از طوفان، نوح برای این که بفهمد آیا زمینْ خشک و قابل سکونت شده یا نه، یک کلاغ و سپس یک کبوتر را به بیرون از کشتی می‌فرستد. کلاغ که می‌رود دیگر برنمی‌گردد. وقتی کبوتر با برگ زیتون برمی‌گردد (که راوی آن را نشانه‌ی خشک‌شدن ِ زمین تلقی می‌کند)، آن‌وقت، نوح تازه از زیردریایی‌اش خارج می‌شود:
13 و در سال ششصد و یکم در روز اول از ماه اول، آب از روی زمین خشک شد. پس نوح پوشش کشتی را برداشته، نگریست، و اینک روی زمین خشک بود.14 و در روز بیست و هفتم از ماه دوم، زمین خشک شد. [باب 8]سوم، پس از پایان ِ طوفان، گویا خدا باز از کرده‌ی خویشتن پشیمان است:
21 ... و خداوند در دل خود گفت: «بعد از این دیگر زمین را بسبب انسان لعنت نکنم، زیرا که خیال دل انسان از طفولیت بد است، و بار دیگر همۀ حیوانات را هلاک نکنم، چنانکه کردم...».
باب 9: عهد خدا
روایت ِ عهد ِ رمانتیک ِ خدا با انسان در این باب، بسیار زیباست. خدا به نوح می‌گوید که از این پس طوفان نمی‌فرستم و از این پس همه چیز برای تو خواهد بود و نشان ِ عهد من هم با شما این رنگین‌کمان است که در ابرها قرار می‌دهم:12 و خدا گفت: «اینست نشان عهدی که من می‌بندم، در میان خود و شما، و همۀ جانورانی که با شما باشند، نسلاً بعد نسل تا به ابد: 13 قوس خود را در ابر می‌گذارم، و نشان آن عهدی که در میان من و جهان است، خواهد بود.14 و هنگامی که ابر را بالای زمین گسترانم، و قوس در ابر ظاهر شود،15 آنگاه عهد خود را که در میان من و شما و همۀ جانوران ذی‌جسد می‌باشد، بیاد خواهم آورد. و آب طوفان دیگر نخواهد بود تا هر ذی‌جسد را هلاک کند.15 و قوس در ابر خواهد بود، و آن را خواهم نگریست تا بیاد آورم آن عهد جاودانی را که در میان خدا و همۀ جانوران است، از هر ذی‌جسد که بر زمین است.»
Genesis 9:15 I will remember my covenant between me and you and all living creatures of every kind. Never again will the waters become a flood to destroy all life. Ge. 9:16 Whenever the rainbow appears in the clouds, I will see it and remember the everlasting covenant between God and all living creatures of every kind on the earth.”
خدای ِ خوب به این می‌گویند. حالا که یک کاری کرده، بعدش سعی در جبران‌اش دارد.حکایت نوح را تمام نمی‌کنم چون یکی دو نکته‌ی برجسته‌ی دیگر دارد که ربطی به طوفان ندارد.
پنج‌شنبه 5/ 10/ 1387

۴ نظر:

ناشناس گفت...

در قرآن نوح شخصیت بسیار مهم و برجسته ایست که مدام در سوره های مختلف به نامش اشاره می شود و حتا سوره ای هم به نامش هست (البته سوره ی کوچکی است) و در سوره ی «هود» هم مفصل تر از خود سوره ی «نوح» به او و روزگارش و مردم آن روزگار و منکران و خانواده و کشتی ساختن اش و ... اشاره شده. در نقل این داستان میان «قرآن» با «کتاب مقدس» تفاوت هست البته ولی تفاوت اصلی برمیگردد به خود قرآن و کتاب مقدس؛ به نگاه و زبان و روزگار و قومی که این کتاب ها برای شان نوشته شدهو ...؛ که البته بحث مفصلی است و این جا هم جای پرداختن به آن نیست.

محمد م

محمود گفت...

مرسی.
سوره‌ی کوتاه نوح رو خوندم.
حرفت درسته. تفاوت در جزئیات نیست؛ در اصل ِ دو کتاب، و در زبان و بیان و عصر ِ دو کتاب است. من تحت تأثیر نوشته‌های "شفا" فکر می‌کردم که دو کتاب، شبیه هم باشند. شاید هم این تصور ساخته‌ی ذهن خودم بود نه شفا. در هر صورت دو متن، در یک بررسی کوچک من، فوق‌العاده متفاوتند.
مرسی از توجهت. امیدوارم با همدیگه مشغلو خوندن ِ دو متن باشیم. این‌جوری بین اسلام و کفر، دیالکتیک برقرار می‌شه.

ناشناس گفت...

سلام آقای حمیدی
وبلاگ شما جالب و خواندنی است
در ضمن می توانید به وبلاگ من
www.omid-leopard.blogfa.com
هم سری بزنید.
dr.hashtroudi
6-131

ناشناس گفت...

سلام عزیزم
مگه نشنیدی میگن
پسر نوح با بدان بنشست
حالا بیا نیگاه کن زانتیا خریده
نداشتن رابطه مانند سگ اصحاب کهف بودنه این روابطه که باعث ترقی میشه.
والامر علیکم
احمد