ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

کتاب مقدّس (4)

باب چهارم: قائن و هابیل
و آدم، زن خود حوا را بشناخت و او حامله شده، قائن را زایید و گفت: «مردی از یهوه حاصل نمودم.»

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۲۳, پنجشنبه

کتاب مقدّس (3)

گناه آدم و حوا
و مار از همۀ حیوانات صحرا که خداوند خدا ساخته بود، هشیارتر بود. و به زن گفت: «آیا خدا حقیقتاً گفته است که از همۀ درختان باغ نخورید؟» زن به مار گفت: «از میوۀ درختان باغ می‌خوریم، لکن از میوۀ درختی که وسط باغ است، خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید، مبادا بمیرید.» مار به زن گفت: هر آینه نخواهید مرد، بلکه خدا می‌داند در روزی که از آن بخورید، چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود.»

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

کتاب مقدّس (2)

در چاپ جدید ِ کتاب مقدّس، علاوه بر تفاوت‌هایی در قطع، فونت، و صفحه‌آرایی، که کتاب را خوش‌خوان‌تر کرده است، بعضی واژه‌ها و عنوان‌ها تغییر کرده است. همین‌جا بگویم که بعید می‌دانم بعضی از این تغییرات، موافق ِ طبع ِ اهل ِ ادبیات و کسانی باشد، که چاپ قدیمی را دیده و خوانده‌اند. برخی تغییرات، نابه‌جا هستند.[1]

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۱۳, دوشنبه