Thursday، August 14، 2008

یادداشت 18

به آن‌ها که در مجمع‌الجزایر ِ چاشـْم به سر می‌برند وعده می‌دهیم که برای رفع ِ تنبلی ِ مزمن، که یقه‌ی ِ کل ِ امت اسلام ـ غیر از شما ـ رو گرفته، تا دو ماه اجباراً هر پنج روز، چیزی تفت بدیم. در نتیجه کتابای خفن و خارج از برنامه رو خواهیم خواند. این زنگ تفریح یکی دو ماه کـِــش خواهد یافت، تا دوباره روحیه‌ی جنگ و جهاد به ما بازگردد.

پنج‌شنبه 24/ 5/ 1387

3 Comment:

ناشناس گفت...

انشاالله
منتظریم
محمد میرزاخانی

Era گفت...

درود...
عجب،...عجب...!!؟
آقا شهریور این اوایلش بیکارید؟
یه تئاتر خارجکی هست...
فکر کنم "نقاشی در جنگل"، البته فقط فکر کنم...
بعد عکس شما و حسین هم زدم یه "وانتد" هم زدم تنگش، جفتتون متواری شدین ها...؟
مثل اینکه آقای میرزاخانی هم از کمپ برگشتن...؟
بهر حال درودی برسانید...
بقول مجید صالح علال(مجریه برنامه وزین "دو قدم مانده به صبح") قطرهِ قطرهُ این کامنت هم به پایان آمد حکایت همچنان بینندگانِ جان نوش کنید...
اگه کچل هم دیدین سلام برسونید، دلم براش اندازه یه نخود شده، تابستونه، شرح حماقتاش نمیرسه...
با امید دیدار...
بدرود...

محمود گفت...

سلام هادی جان!
شهریور بی کارم.
منظورت از سطر ششم را نفهمیدم.
مستر میرزاخانی هم برنگشتن.
کچل همه رو دیپورت کرده. به همچنین ما رو.
آرزوی دیدار شما رو داریم.