۱۳۸۷ فروردین ۳۰, جمعه

تبعیدیان ِ سودایی

The Romantic Exiles
 
By: E. H. Carr
London, Serif, 1998

نوشته‌ی: ادوارد هَلِت کار
مترجم: خشایار دیهیمی
انتشارات: طرح نو
چاپ اول 1380
قطع رقعی، 414 صفحه
3200 تومان

ایده‌ی ’تطبیق ِادبیات و زندگی‘ وسوسه‌ا‌ی همیشگی‌ست. علّت روشن است: ادبیات بخشی از زندگی‌ و درباره‌ی زندگی‌ست؛ نمی‌توان چیزی فراطبیعی‌اش‌ انگاشت. کسی منکر ِالهام‌گیری ِادبیات از واقعیّت نیست؛ مُنتها تطبیق ِادبیات و واقعیّت، در آنجا تولید ِ اشکال می‌کند که سعی کنیم عناصر ِ رازناک ِ ادبیات را یکسره از آن بگیریم و اثر ِادبی را با واقعیت ِ پیش‌ پا افتاده تطبیق دهیم و بیهوده به گمان ِخودْ فرمول‌های مادام‌العمر ِ بررسی آثار را ارائه کنیم. نتیجه‌ی ِ این کار، تقلیل ِ هنر به چیزی بی‌ارزش و خالی از هیجان است.
من از چند سال پیش که «هنر ِرمان» ِ"میلان کوندرا" را خواندم، به این نتیجه رسیدم که خیلی نباید از "ادبیات" و "نویسنده" انتظارات ِفراادبی داشت؛ گیرم که همیشه ارجاعاتی به تاریخ و واقعیت را در داستان‌ها یا سروده‌ها بتوان یافت. در ’هنر رمان‘، یک مصاحبه‌گر ِ باهوش، کوندرا را به دام ِ همین تطبیق‌ها می‌اندازد. نویسنده را به جایی می‌کشاند که به تناقض‌گویی می‌افتد. حرف‌‌های کوندرا آثارش را زیر سؤال ‌می‌برد. همه‌اش هم به بهانه‌ی تطبیق ِآثار کوندرا با تاریخ ِ کشور ِچک و اروپا.
علی‌رغم مقدمات ِ بالا، «تبعیدیان سودایی» چیزی در ادامه‌ی ’سنـّت ِ مطابقت‘ ِ مذکور است. نویسنده تماماً در تلاش ِتطبیق ’ِرفتار قهرمانان ِسیاسی ِقرن ِ نوزده‘ با ’عقاید ِ رمانتیک و آثار رمانتیک ِادبی‘ است. کتاب، از ابتدا تا انتها روایت تقریباً مستند ِزندگی‌ ِ گروهی از تبعیدیان ِسیاسی ِ روسیه‌ی ِ عهد ِ تزارهاست. تبعیدیانی که نام ِ‌ شخصیت‌های آثار "ژورژ ساند"را بر خود می‌نهند؛ سرگذشت‌شان با سرگذشت ِشخصیت‌های ِغریب ِ داستایوسکی پهلو می‌زند؛ نیهیلیست‌هایی واقعی که ایمان‌شان به پوچی تا سرحدّ مرگ است.
ادوارد هلت در این سرگذشت‌نامه، زندگی آلکساندر هرتسن Aleksandr Herzen (1870ـ1812) نویسنده و مبارز ِ سیاسی ِ روس را از ابتدای تبعید ِ خودخواسته‌اش در 1847 تا سال1870 یعنی سال ِ مرگ ِ وی در پاریس روایت می‌کند. روایت ِهمزمان ِ سرگذشت ِخانواده، اطرافیان و مرتبطان ِهرتسن که بزر‌‌گ‌ترین مبارز سیاسی روس در عصر خود بوده، بخش‌های دیگر این اثرند. "باکونین"، "آگاریوف" و"نچایف" دوستان ِ هرتسن در اروپا و کسانی هستند که به عنوان نمونه‌های ِ دیگر ِ تبعیدیان ِ سودایی، سرگذشت‌شان در کتاب آمده است.
***
«در سال 1834 هرتسن در بیست و دو سالگی دستگیر شد. همراه او تعداد زیادی از دوستانش هم دستگیر شدند. اتهام آنان شرکت در ’توطئۀ‘ دانشجویی به نام سوکولوفسکی بود.»
پس از دورانی از تبعید و محرومیت ِ اجتماعی، هرتسن راه ِغربت را درپیش می‌گیرد و برای همیشه روسیه را ترک می‌کند. نویسنده برای این پژوهش ِ خود، بارها به کتابِ «گذشته و اندیشه‌های من» نوشته‌ی هرتسن استناد می‌کند. قطعاتی که از این کتاب نقل می‌کند نمایانگر ِ قلم ِ توانا و تفکر ِ درخشان ِ هرتسن است:
«عادت کرده بودیم کلمه‌ی پاریس را به وقایع بزرگ، به توده‌های عظیم مردم، به مردان بزرگ1789 و 1793 ربط دهیم، به خاطرات ِ مبارزه‌ای عظیم در راه ِیک اندیشه برای حفظ حقوق و برای حفظ کرامت انسان... نام پاریس به همه‌ی شور و شوق‌های شریفانه‌ی انسان معاصر گره‌خورده بود. با احترام به پاریس پا گذاشتم، با همان احترامی که مردم پا به اورشلیم یا رم می‌گذارند.»
پس از مدتی زیستن در غرب، الکساندر هرتسن علی‌رغم ِ مواجهه با سرخوردگی‌ها و واقعیات تلخ، بدل به یک مدافع ِ همیشگی ِ دموکراسی می‌شود. او با قلم توانایش نشریه‌ای به نام ’ناقوس‘ را منتشر می‌کند که تا مدت‌ها به عنوان مهم‌ترین نشریه‌ی سیاسی ِ رادیکال درباره‌ی روسیه باقی می‌ماند.
ادروارد هلت، در لابلای این سرگذشت، توضیحاتی درباره‌ی جنبش رمانتیسم در اروپا می‌آورد. بنا به قول او اگر رمانتیسم در انگلستان به عنوان جنبشی ادبی ـ هنری تلقی می‌شده، در فرانسه تبدیل به جنبشی در رد ِ مَنهیّات اخلاقی می‌گردد. و همین ویژگی است که رفتار الکساندر هرتسن و همسرش را به موضوع ِ پژوهش ِ با ارزش ِ "ادوارد هلت" تبدیل کرده است. هرتسن و همسرش هر دو فرزندان ِ نامشروع ِ دو برادر ِ ثروتمند به نام "یاکوولف" بوده‌اند. به تعبیری، آنان فرزندان ِ رمانتیسم بودند.
در بخش‌های دوم و سوم تحت ِعنوان ِ«تراژدی خانوادگی»، رفتار ِسودایی ِهمسر ِ هرتسن، خیانت‌ و عشق ِ جسورانه‌‌ و همجنس بازی پنهان‌اش و عکس‌العمل‌های رمانتیک ِ هرتسن توصیف می‌شود.
در کنار این سرگذشت، روایت‌هایی مختصرتر از زندگی اطرافیان ِ هرتسن ارائه می‌شود. کسانی که در تب ِ رمانتیسم گیج و گم شده‌اند. انگار که اینان رمانتیسم را سرنوشت ِ جبری خود می‌دانسته‌اند. این روایت‌های فرعی و مختصر، تکمله‌های سرگذشت ِ هرتسن و قوام دهنده‌ی ِ ایده‌ی نویسنده‌اند.
چهره‌ای که از "باکونین" تصویر شده، یک شورشی ِ همیشگی است. کسی که نه دانش ِ چندان عمیقی داردنه چندان آدم صادقی است. کسی است که در این شعار غرق شده: «شور ِ ویران کردن، شوری خلاقه است.» و تصویر ِ "هِروِگ"، موجودی که با زن ِ هرتسن روی هم می‌ریزد و پس از شکست، در توجیه کارش، منجلابی از دروغ و ریای رمانتیک تولید می‌کند.
سرگذشتْ با تراژدی آغاز و با تراژدی پایان می‌یابد. نویسنده بخش به بخش، زندگی‌های کوتاه ِ کسانی را روایت می‌کند که گام به گام مجنون‌تر می‌شوند. کسانی که در آشوب ِ زمانه ملجأ و گریزگاهی ندارند: نه از ایمان ِ قرن ِ هجدهمی بشر به پیشرفت بهره‌مندند و نه عمرشان کفاف ِ آن می‌دهد که انقلاب‌های قرن ِ بیست را تجربه کنند. کسانی که با آرزوهای دراز و اندیشه‌های نارسا، مهار ِخود را به احساسات سپرده به سرعت ِ توفانْ رو به نابودی می‌روند.
***
در فصول ِ اولیه‌ی اثر، خواننده اندکی احساس ملالت می‌کند و از خود می‌پرسد که سرگذشت ِ این آدم‌ها چه ارزش ِ خواندن دارد؟ به تدریج اهمیّت ِ کار آشکار می‌شود. سرگذشت از ملال و رکود در‌می‌آید و به قول مترجم، «جذابیّت ِرمان‌های حماسی قرن نوزدهم را پیدا می‌کند».
یکی از کسانی که سرگذشت‌ش به صورت مختصر در کتاب آمده عینا یکی از شخصیت‌های رمان «جن زدگان» داستایوسکی است. شخصیت‌های این اثر، هیچ کم از شخصیت‌های رمان‌های کلاسیک ندارند. این کتاب در حقیقت می‌تواند تایید ِ مستندِ رابطه‌ی ِ رمان و واقعیت باشد.
کاوش ِ زندگی ِ تعدادی تبعیدی ِتقریبا گمنام، ایده‌ای جذاب و مبتکرانه است. ولی وقتی کتاب درباره‌ی شخصیت و درون ِافراد باشد، اثر خود به خود جنبه‌ی علمی ِکمتری خواهدداشت. در نوشته‌هایی از این دست، هر قدر هم نویسنده بی‌طرف باشد، قضاوت‌های شخصی‌اش، نقش ِ مستقیمی در استنتاج‌هایش خواهد داشت و زیاد نمی‌توان از داوری‌ها مطمئن بود. درباره‌ی بیشتر ِ افراد ِ مورد ِ بحث چیز ِچندانی در دسترس نیست و تکیه‌ی بیش از اندازه بر "نامه‌ها" یا بعضی نوشته‌های پراکنده از ایشان، زیاد معقول نیست. به نظرم نویسنده ایده‌اش را بیشتر، از تفکر ِامروز و تغییر نگاه ِ امروزیان به گذشته گرفته تا این که با بررسی آثار گذشتگان به نتیجه‌ای جدید رسیده باشد؛ و البته این دو فرق دارند. فکر کنم مخاطب برای درک این اثر، به جای تکیه‌ی بیش از اندازه به جزئیات ِ سرگذشت‌ها، باید امروز را بنگرد و با اندیشه‌‌های زمانه‌ی خود آشنا باشد.
این نوع تحقیق ِ زندگی‌نامه‌ای برای ’اثبات ِ نظریه‘، مسبوق به سابقه است، ولی نوع ِ کار ِ ادوارد هلت متفاوت است. با گـُل‌کردن ِهر چه بیشتر ِ ادبیات ِ روسیه در غرب، ارائه‌ی پیش‌زمینه‌ای از تفکـّر و وضعیّت ِاجتماعی ِ پدران ِ "چخوف"، "مایاکوفسکی"،"بولگاکف" و "ناباکوف"، کاری جذاب و بدیع است. رویکرد ِادروارد هلت، تحلیل ِ تاریخی، ادبی و تا حدّی جامعه‌شناسانه از زندگی ِ ’گروهی ازیادرفته‘ از روشنفکران و تبعیدیان ِ روسیه‌ی مدرن است. این تحلیل‌ها مقدمه‌ای برای درک ِوضعیّت و رابطه‌ی فرهنگی و فلسفی روسیه و اروپا، از زمان ِ رمانتیک‌هایی چون پوشکین، تا حوالی1890 یعنی سه دهه پیش از انقلاب ِاکتبر ِ 1917 روسیه است.
جمعه 30/1/1387

هیچ نظری موجود نیست: