ه‍.ش. ۱۳۸۶ تیر ۳۰, شنبه

نامه های آنتوان پاولویچ چخوف

مجموعه‌ی آثار آنتوان چخوف
جلد هشتم: نامه‌ها (1)
ترجمه‌ی: ناهید کاشی‌چی
انتشارات: توس
چاپ اول: زمستان 1384
قطع رقعی، 536 صفحه، قیمت؟
پیش‌گفتار: شاید بهترین کتاب یا بهتر بگویم مجموعه‌ی آثار که در چند سال گذشته خوانده‌ام، "مجموعه‌ی آثار چخوف" با ترجمه‌ی "سروژ استپانیان" بوده است. این مجموعه در هشت جلد، توسط انتشارات توس و در طی چند سال، به تدریج چاپ شده. چهار جلد اول، مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه و بلند است؛ جلد پنجم "جزیره‌ی ساخالین"(سفرنامه)، جلدهای شش و هفت نمایش‌نامه‌ها و جلد هشتم، بخش اول نامه‌های آنتوان چخوف است.
هفت جلد اول را استپانیان ترجمه کرده و نامه‌ها را خانم ناهید کاشی‌چی.


پیش از خواندن این مجموعه، ترجمه‌های مختلفی از چخوف را خوانده‌ام؛ از جمله ترجمه‌های"انصاری" که قدیم‌ترها انجام شده و ترجمه‌ی"احمد گلشیری" که جدیدتر است و توسط انتشارات نگاه چاپ شده. خب، در دست‌رس بودن انواع ترجمه‌ها خوبی‌اش این است که دست مخاطب برای انتخاب باز است و به خصوص در مورد چخوف این تنوع واقعا لازم است. در این‌جا قصد بررسی یا مقایسه‌ی این ترجمه‌ها را ندارم، اما لازم می‌دانم از این پستو(یعنی همین وبلاگ) ستایشی بی اندازه‌ را تقدیم سروژ استپانیان کنم، چرا که تصور می‌کنم به جز یکی دو استثناء، هیچ مجموعه آثاری از نویسنده‌های بزرگ، با این کیفیت به فارسی درنیامده. استپانیان این مجموعه را مستقیما از روسی ترجمه کرده و این برخلاف سنت معمول مترجمان فارسی است که همه‌ی آثار ادبی دنیا را از زبان‌های انگلیسی و فرانسه ترجمه می‌کنند. مترجم در این باره سنگ تمام گذاشته. تا چند تا از داستان‌های چخوف را از این مجموعه نخوانیم، به ارزش این ترجمه پی نمی‌بریم. زبان مترجم بسیار شسته رفته و ساده و نزدیک به ساده گویی چخوف است. این ترجمه آن‌قدر روان و خوش‌آیند است که انگار داستان‌ها اصلا به زبان فارسی نوشته شده‌اند. از جلد دوم به بعد ــ که آثار دوران پختگی چخوف است ــ بارها و بارها داستان‌هایی خوانده‌ام، مست کننده و سرگیجه آور. فرصت نیست بیش از این درباره‌ی همه‌ی مجموعه چیزی بگویم. فقط تذکر می‌دهم که این ترجمه به علت حجم زیادش هنوز خود را به رخ نکشیده و در پستوی کتاب‌فروشی‌ها پنهان مانده. روزی که مخاطب آن را کشف کند، پنجره‌ی روشن دیگری از ادبیات روس به رویش باز می‌شود.
***
نامه‌های چخوف، جلد هشتم از مجموعه آثار چخوف، با ترجمه‌ و انتخاب ناهید کاشی‌چی است. در مقدمه‌ی کتاب آمده است که:
«در سال 1974 اولین جلد از مجموعه‌ی کامل سی جلدی مجموعه آثار و نامه‌های "آ. پ. چخوف"، چاپ فرهنگ‌ستان علوم {روسیه} از چاپ بیرون آمد. دوازده جلد از این مجموعه به نامه‌های چخوف اختصاص داشت... . دوره‌ی سه جلدی نامه‌ها که ترجمه‌ی حاضر از آن برگرفته شده، منتخبی از این چاپ می‌باشد».
این کتاب برگزیده‌ از نامه‌هایی است که در سال‌های 1877 تا 1904 بین چخوف و برادر بزرگش"آلکساندر چخوف" و هم‌چنین بین نویسنده و همسرش"اُلگا کنیپر"رد و بدل شده. در این نامه‌ها ما با قسمتی از زندگی و خصوصیات پنهان نویسنده‌ی بزرگ آشنا می‌شویم.
شیوه‌ی مترجم در گزینش این نامه‌ها بیش‌تر مبتنی بر انتخاب نامه‌هایی است که هر چه بیش‌تر به زندگی ادبی نویسنده ارتباط می‌یابد و ازاین لحاظ اهمیت بیش‌تری دارند. از نکات مثبت این گزینش، همین محدود کردن ترجمه، به نامه‌های تنها دو نفر از نزدیکان چخوف است. این‌گونه ما می‌توانیم با برقراری رشته‌ی پیوند بین این نامه‌ها و مقایسه با دیگر آثار و احوال چخوف، هر چه بهتر، مراحل خلاقیت و پیش‌رفت نویسنده را درک کنیم. واضح است که تعدادی نامه‌ی پراکنده به اشخاص مختلف، نمی‌تواند مخاطب را به چنین جمع‌بندی‌ای برساند.
برادر چخوف، نویسنده بوده ونقش راهنما و یاری‌گر چخوف در کار نویسندگی را بر عهده داشته. آلکساندر چخوف، واسطه‌ی چاپ اولین آثار چخوف در نشریات روسی بوده. در این نامه‌ها تبدیل آنتوان چخوف جوان به یکی از نویسنده‌های بزرگ روسیه، به کمک برادر بزرگ، کاملا آشکار است. پیش‌رفت چخوف جوان چنان سریع و آشکار است که برادر، بارها از محبوبیت وی اظهار تعجب می‌کند و کار به جایی می‌کشد که برادر کوچک‌تر، نقش راهنمایِ مرشدِ خود را به عهده می‌گیرد. در نامه‌های آنتوان چخوف به آلکساندر چخوف، برجسته‌تر از هر چیز، شخصیت درونی و نیک‌خواهی نویسنده آشکار می‌شود. این نامه‌ها حدود یک سوم کتاب را در بر می‌گیرد.
اما بخش دوم نامه‌ها که بین اُلگا کنیپر و چخوف است، به لحاظ بررسی سیر نمایش‌نامه‌نویسی و هم‌چنین کشف جنبه‌های ویژه‌ی شخصیت چخوف، از اهمیت بیش‌تری برخوردار است. الگا بازیگر تئاتر مسکو بوده. در این نامه‌ها نزدیک شدن تدریجی آن دو و ازدواج‌شان و بعد هم چگونگی رسیدن چخوف به "باغ آلبالو" به صورت خلاصه آمده است. برخوردهای دشمنانه‌ی منتقدان با نمایش‌نامه‌های چخوف، بازتاب نمایش‌ها بین مردم روسیه، بیماری تدریجی چخوف و روابطش با همسرش، موضوع این نامه‌هاست.
چیز عجیب و غریبی که توی این نامه‌ها دیدم، القاب و عناوینی است که چخوف به همسرش داده. من همیشه نویسنده‌ای روشن‌فکر و اومانیست را در پس داستان‌های چخوف دیده‌ام، با دیدگاه‌هایی در نقد سنت و جهل و هم‌چنین در نکوهش جنبه‌های منفی اخلاق مدرن. اما در این نامه‌ها چخوف کاملا صمیمانه همسرش را: "مادیان من"، "تمساح من"، "هاپوی من"، "سگ من" و... می‌خواند. شاید در روابط خصوصی آدم‌ها این نوع القاب و عناوین توهین نباشند؛ و شاید بر اساس این واژه‌ها نتوان هیچ حکمی صادر کرد ولی باز هم از چخوف بعید است. فکر نمی‌کنم این نویسنده مردسالار باشد، اما از این واژه‌ها بوی خوشی به مشام نمی‌رسد، چرا که در همین نامه‌ها بارها الگا در پایان نامه‌هاش امضا کرده: "سگِ تو"؛ اما چخوف هیچ وقت امضا نکرده: یابوی تو. بگذریم.
ترجمه‌ی جلد هشتم، در حد جلدهای قبلی و با زبان جذاب استپانیان نیست، ولی ایراد آن‌چنانی هم ندارد. الحمدلله ناشر در این جلد، رسم‌الخط جدید را رعایت نکرده و مثل بسیاری ناشران دیگر، هرج و مرج بیش‌تر را ترجیح داده است.
اما از نظر من اشکالاتی که به مترجم باید گرفت دو مورد است که تذکر می‌دهم:
اول این که مترجم، نامه‌های چخوف و دو شخص نام‌برده را بازهم گل‌چین کرده و هر چه را صلاح دیده ترجمه کرده. این شاید به خاطر حجم زیاد نامه‌ها بوده و شاید به خاطر این که خواننده‌ی ایرانی مجموعه داستان‌ها را نمی‌خواند، چه برسد به نامه‌ها. در هر صورت اشکالی که پیش آمده این است که برای مثال اگر در عرض پنج روز چهار نامه بین چخوف و همسرش رد وبدل شده، مترجم فقط دو تاش را برگزیده و در نتیجه اشاراتی در نامه‌ها می‌یابیم که نمی‌دانیم راجع به چیست. این اشکال باعث شده که بعضی جاها مترجم، برای روشن کردن مخاطب، در پاورقی پنج شش سطرِ یکی از نامه‌های سانسور شده را بیاورد. واقعا کار عجیبی است.
مورد دوم این است که مترجم با این گزینشش مانع از آن شده که مخاطب به طور قطعی، قضاوتی درباره‌ی چخوف، همسر و برادرش داشته باشد. من به شخصه نفهمیدم چخوف و همسرش چه جور زن و شوهری بوده‌اند که یکی در"یالتا" زندگی می‌کرده و یکی در مسکو یا پترزبورگ بازی‌گری می‌کرده. در نامه‌ها آمده که چخوف برای سلامتی‌اش دور از مسکو زندگی می‌کرده ولی معلوم نیست چرا زنش را شش ماهیا سالی یک بار می‌دیده.
با همه‌ی این حرف‌ها باز هم باید از "انتشارات توس" برای سرمایه گذاری‌اش در این مورد، و از مترجمان بابت این لطف بزرگ که چخوف را در اختیار ما نهاده‌اند، ممنون بود.
شنبه 30/ 4/ 1386

هیچ نظری موجود نیست: